تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

وزیر آمد و رفت

و دیگر هیچ!

خییییلی ممنون از تبلیغات ومراسم خوش آمدگویی !

و دیگر اینکه :

20 عدد بورسیه دکترا برای تقویت هیئت علمی

60 عدد کامپیوتر برای دانشجویان؛

افزایش پهنای باند باید بدهیم

برای دخترها جدا، برای پسرها جدا؛

پول برای یخچال باید بدهیم

پول برای فرهنگ و تئاتر جدا ؛

فضای آموزشی ته ! کشیده

سالن مطالعه جور شود برای دخترها ( سلف چند منظوره! ، به به ، به به !!!!)

مسجد تکمیل شود برای پسرها ؛

و دخترها هیچ ! به به !!!!

بودجه سه برابر شده

برای دخترها 1.5 برابر

برای پسرها 1.5 برابر

تساوی حقوق زن ومرد، چه عجب ! به به ، به به، به به ! ! !

اینترنت تا اطلاع ثانوی قطع می باشد ( منظور واحد دختران است ، استرس وارد نشود بر پسرها )

دیگر نبینیم زمان حذف و اضافه فیبرهای نوری را موش بخورد ، خییییییییییییییلی ممنون ؛

و دیگر هیچ

به به ! به به ! به به !!!!

 

 

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:42  توسط سارا  | 

به نام خداوندی که ما را آفرید

سلام دوستان

از ماجرای تجمع واهدافش همه خبر دارید،فقط چند تا عرض کوچیک داشتم:

اول اینکه از بچه هایی که اومده بودند تشکر می کنم .

دوم اینکه درسته که دخترا توی این تجمع به خواسته هاشون رسیدگی نشد(شاید بگید که دونماینده هم از دخترا خدمت آقای قاضی رسیدند ومشکلات واحد دخترا رو مطرح کردند)ولی باید بهتون بگم که به گفته همون دونماینده آقای قاضی گفتند برای حل مشکل سایت کامپیوتر خریداری می کنند ولی وقتی که سایت دخترا دیگه فضا نداره کامپیوترا رو می خوان کجا بذارند که آقای قاضی دیگه جوابی نداشتند، چرا؟ چون نمی تونند فضای واحد خواهران رو افزایش بدند( همین هم از سرشون زیادیه) ، چون مشکل ساختمون به آقای قاضی مربوط نمی شه به وزارت علوم مربوطه ، چون این ساختمون تازه تاسیس که سالن ورزشی هم داره باید بدند به پسرا چرا؟چون نور چشمی اند دیگه ... البته ما هم چنان خوش بین وامیدوار به حل مشکلات هستیییییم.

البته مسئولین اون طوری که شما فکرمی کنید هم نیستند وبرای حل مشکلات (البته اگه مشکلی باشه ، واین دانشجویان از خدا بی خبر نخوان جوسازی کنند) راه حل هایی اندیشیده اند ، توجه شما را به یکی از این اقدامات جلب می کنم :

سرپرستی واحد خواهران با منت وکمال افتخار با درخواست دانشجویان مبنی بر تخصیص فضای سلف (صبح ها از 7:30 تا 11) برای مطالعه به جهت اینکه در شرف امتحانات هستیم موافقت کرده.(  تازه اطلاعیه اش رو همه جا رودرو دیوار زده ).

والبته این نشون می ده که چقدر مطالبات دانشجویان برای مسئولین مهمه واونها از تجمع ، تحصن ، جلسه پرسش وپاسخ هیچ باکی ندارند وخیلی هم خوشحال می شند که بتونند خدمت بکنند واین یه اصله، فراموش نکنید، خدمت رسونی رومی گم؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه حرف هم دارم با دوستان شورای صنفی که روز تجمع به ما میگفتند که جلسه پرسش وپاسخ برگزار می شه می تونید مشکلتونو اونجا مطرح کنید واینکه مگه خودتون شورای صنفی ندارید و اینکه تو واحد دخترا کی تصمیم گیری می کنه و...

آخه فکرمی کنید خیلی جلسه پرسش وپاسختون مفید بود من که خودم پرسش شنیدم ولی پاسخ نه ، البته جلسه پرسش وپاسخ جلسه بسیاربسیار خوبی است وباید برگزار بشود ، مشکلات هم انشااااااااااالله حل خواهد شد، توکل هممون باید به خدا باشه !

فقط می تونم بگم همه چی یه شروع خوب بود البته برای دخترا ، چون پسرا که مشکلی ندارند ، آن دومشکل کوچک هم با نظرولطف وعنایت جناب قاضی حل خواهد شد انشاالله تعالی.

 

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 8:19  توسط سارا  | 

به نام مهربانترین مهربانان

سلام می گم خدمت دخترخانوما وآقا پسرای گل

چندروز پیش یه داستان جالب خوندم که فکر می کنم مقدمه خوبی واسه حرفام باشه :

" پیرمردی در « مینه سوتا » زندگی می کرد. اومی خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود . تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت ووضعیت را برای او توضیح داد :

« پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم ، چون مادرت این زمین را دوست داشت . من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام ، اگر تواین جا بودی تمام مشکلات حل می شد. می دانم که اگر تواین جا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر.»

چند روز بعد پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :

« پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن ، من آن جا اسلحه پنهان کرده ام .»

4 صبح فردا 12 نفر از ماموران پلیس محلی تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت وبه او گفت که چه اتفاقی افتاده ومی خواهد چه کند ؟

 پسرش پاسخ داد :« پدر برو وسیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.»"

هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام دهید . مانع ذهن است، نه اینکه  کجا هستید .

منم مثل تو دانشجوی دانشگاه قم هستم اما نه زیاد افسرده از این که چرا این دانشگاه قبول شدم واینکه مگه دانشگاه قحط بود که من این دانشگاه را انتخاب کردم وبگم شاید تقدیرم این بوده که با دوران دانشجویی ام هم نتونم حال کنم وبهترین دوران زندگیم باشه .

ماهممون می دونیم که اگه کمبود امکاناتی هست ، اگه مشکلی هست تقصیر مادانشجوهاست ، خودمونیم ،بهتون برنخوره خیلی بی بخارین ، توعمرم آدم مثل شماها ندیدم.

 می دونم که اینجا ملک شخصی جناب قاضیه یا این که مدیریت دانشگاه دست یه مشت آدم به ظاهر مذهبی متعصب از خدا بی خبره ، می دونم که رئیس دانشگاه تاحالا توعمرش یه دانشگاه درست وحسابی ( شاید حتی یه حوزه علمیه درست وحسابی ) هم ندیده چرا که الان اگه بری جامعه الزهرا حس می کنی رفتی آمریکا ( اینو یکی از استادامون می گفت ) از بس که امکانات هست ، ملت با تکنولوژی جلو می رند ، حالا ماباید واسه 5 دقیقه استفاده از اینترنت توصف وایسیم یا واسه اینکه از ویدئو پروژکتور استفاده کنیم هرجلسه لااقل باید ده بیست دقیقه از وقت کلاس تلف بشه . آخه بنده خدا شما رو چه به رئیس دانشگاه شدن ، شما که نمی دونی از اینترنت چه استفاده ای می شه کرد ، شما که اینترنت رو جیره بندی کردی وبرای هر دانشجو هفته ای فقط  یه ساعت سهمیه قرار دادی ، آخه اگه می فهمیدی که یه دانشجوی مهندسی کامپیوتر یا علوم کامپیوتر با هفته ای یه ساعت، بااین سرعت بالای اینترنتتون اگه هنر کنه می تونه فقط می رسه چک میل کنه وموضوع یکی از درساشو پوشش بده ....

 البته نه اینکه نفهمیدها ( خیلی ببخشید ، خیلی بازم ببخشید ) نه! شعورتون نمیرسه .

حالا بازم خوش به حال شما پسرا ( فکر نمی کنم شما مثل ما حرف واسه گفتن داشته باشید آخه وارد دانشگاه که می شی بعد از سپری کردن بلوار هرچی ساختمون می بینی می گن " واحد برادران " بعد جلوتر که می ری بازم می بینی " واحد برادران " اگه تاته ش بری می بینی واسه رضای خدا یه جایی روهم بهش می گن " واحد خواهران "، که درشو گذاشتن پشت ساختمون ومی پرسی اینجا کدوم دانشکده واحدخواهران قرار داره ؟ می شنوی: دانشکده حقوق ، دانشکده الهیات ومعارف ، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ، دانشکده فنی ومهندسی ، دانشکده علوم پایه و....

آخه شما پسرا حداقل جا واسه درس خوندن دارین، کلاساتون بزرگه، دارند واستون مسجد می سازند نوش جونتون ، یه ساختمون دیگه هم براتون ساختن که سالن ورزشی درست حسابی داره اونم نوش جونتون ، سایتتون بزرگه اونم نوش جونتون و...

بذارید یه چیز ی بگم، این واحد خواهران که می بینین تا ده بیست سال دیگه هم گسترش پیدانمی کنه چون که ظرفیتش بی نهایته ، نمی دونم این معمارها ومهندسا چه ترفندی بکار بردند که حتی با افزایش جمعیت و ورود ی های جدید بازم حس می کنی که هنوز جا هست ، مثل میدون امام اصفهان که توش می مونی که آخه اون مهندسای قدیمی چه مخی داشتند که با گذشت این همه زمان وافزایش جمعیت نه تنها این میدون کارایی خودشو از دست نداده بلکه خیلی ها رو به تعجب واداشته ودر پی کفش این راز هستند...مطمئن باشید یه روز از خارج می آن واسه کفش این راز واحد خواهران حالا ببینین کی گفتم!!!!!!!!!!

البته یه اقدام خیلی جالب ومفید ( که خداییش من اصلا فکر نمی کردم به ذهنشون برسه ) از خودشون در کردند واونم اینه که موکتای کف کلاس ها رو امسال کندند ، ولی هنوز کمد دیواری ها هستش ، شاید باور نکنین آخه ما تو کلاسایی درس می خونیم که قبلا اتاق های خوابگاه بوده وهنوز هم همون معماری قدیمی وسنتی خودشو حفظ کرده ( در راستای حفظ آثار باستانی ) ، یه روز عکس این کلاسا رو براتون می ذارم ببینین.

می دونم که سالن مطالعه باید وجود داشته ... بگذریم ، از حداقل امکانات هم...

دیدم یکی از دوستان نوشته همه امکانات دانشگاههای دیگه تو دانشگاه قم باید ضرب در دو بشه ، می خوام بگم ضرب در یک بکنید بدید، ضرب در دو پیشکشتون!!

اما با همه این حرفا اگه می بینیم که جناب قاضی وبقیه مصحولین نشستند وپاشون رو روی اون پاشون انداختند وبا افتخار سینه سپر می کنند وکمر راست، که تونستند یه دانشگاه ( در اصل دوتا دانشگاه ) رو بدون هیچ آشوب واعتراضی وتحصنی ودرکمال آرامش ودوستی وصفا اداره کنند مقصر ما دانشجوها هستیم چون هممون فقط بلدیم غر بزنیم ( خدا رو شکر این یکی رو بلدیم چرا که بعضیا اینم بلد نیستند وفقط نیمه پر لیوان رو می بینند ) . هممون سرمونو مثل کبک کردیم زیر برف وهی می گیم :

من اگر بنشینم ، تواگر بنشینی ، چه کسی برخیزد ؟

من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند ......

نه خداییش (اینجا که کسی نیست خجالت نکشین) خودتون بگردید تو تاریخ پر از فراز ونشیب دانشگاه ببینید چند تا تحصن ( کاری به دلیل تحصن و وموضوعش ندارم ) انجام شده ؟ خوب شد پارسال تو جشن خوابگا هها یه حرفی زده شد تا بفهمیم دوتا آدم زنده هم تو دانشگاه هستند ، به نظر من اون بنده خدایی که داشته خاطره تعریف می کرده خواسته سطح هوشیاری مخاطبانش رو بسنجه، ببینه کسی می شنوه ، می بینه ، اگه می بینه زبون داره حرف بزنه .

بابا هی همتون نچسبید به انجمن اسلامی ( که اگه عرضه داشتیم می تونستیم اونم براحتی را بندازیم ) حالا اگه انجمن نباشه نمی شه یه تحصن کرد واسه این همه مشکل ، به نظر من اگه واسه این مشکلات کذا وبقیه مشکلات با یه برنامه ریزی درست یه تحصن که هم پسرا باشند هم دخترا ( مثلا پسرا جلوی در وردی داشنگاه ودخترا جلوی ساختمون مرکزی) بکنیم همه چی حل می شه البته اگه پوشش خبری هم داشته باشه ، مثلا همه مطبوعات قم واین خبرنگارای بیکار که سرشون درد می کنه واسه یه خبر دانشحویی این مدلی ویا حتی گسترده تر از اون مثلا تو 20:30 اعلام بشه که دانشجوهای قمی جمع شدند می گن به ما تو هفته دوساعت سهمیه اینترنت ! بدید

خیلی از مشکلات حل بشه لا اقلش اینه که مسئولین بفهمند که اگه کاری خواستند بکنند بدونند مازبون هم داریم یا کمتر از اون حداقلش اینه که ما حرفمونو زدیم ...

اگه کسی این پست رو خوند خواهش می کنم یه نظر بده بفهمم که باید امیدوار باشم یا نه !؟

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 9:52  توسط سارا  | 
 
  بالا