تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

بعضی ازمسئولین دانشکده ی فنی تریپ جاهلای زمان قدیمن سر دستشونو همه می شناسن و تو کوچه بازار ازش حساب می برن. وقتی میاد تو سالن دانشکده و حرف می زنه مو به تن همه سیخ میشه. یادمه یه بار به دبیر انجمن علمی صنایع گفته بود: «میدم در اتاقتون و گِل بگیرن». خلاصه رضایی(مدیر گروه صنایع)  و نوچه ی همچین آدمیه .  فقط مونده مثه یاور 30بیل لنگ بگیرن دستشون و کتشونو بندازن رو دوششون در دانشکده وایسن و به دانشجوا گیر بدن. زمانی به این مساله پی بردم و تصمیم گرفتم اونو اینجا بگم که اتفاق جالب زیر برام افتاد.

 

 این یکی داستان واقعی است

چند وقت پیش رفتم پیش مهندس رضایی(مدیرش گروه صنایع) بهش گفتم می خام  پروژه پایانی رو باهاش بردارم گفت: من سرم شلوغه ، وقت ندارم ، فقط  هم دو تا استاد دیگه هست که تو می تونی باهاشون برداری از  مدیر گروه یه دنده کلی خواهش کردم  وقتی دیدم با زبون خوش نرم نمیشه بهش گفتم چون تو سایت اسم شما جلوی درس اومده شما باید درس و بگیرید گفت:  تو سایت اشتباهی اسم من اومده . من گفتم : شما اشتباه کردید چرا من باید تاوان پس بدم.

مدیر گروه یه دنده (رضایی ) وقتی دید حرفم منطقیه و هیچی واسه گفتن نداره

گفت : من زورم زیاده ، می تونم ،همینه که هست.

تازه فهمیدم که اینجا دانشگاه زورگو هاست

راه حلی جز این که برم پیش علی خانی ندیدم و به رضایی گفتم من میرم پیش آقای علی خانی اونم گفت برو...

رفتم تو اتاق علی خانی موضوع پروژه رو گفتم بعدش بهش گفتم رضایی ،غلدر گروه صنایع فرموده من زورم زیاده.

همین که این وگفتم رضایی  نفس زنان با ذکر آقای علیخانی( آقای علیخانی گویان) وارد  اتاق شد و نذاشت کامل زیرابش و بزنم . همین که چهره ی بر افروخته ی رضایی رو دیدم یاد ضرب المثل دست بالای دست بسیاراست افتادم پیش خودم گفتم ببین زور علیخانی چقدر زیاده .

 

خلاصه رضایی که کلی دست پاچه شده بود حرف منو قبول کرد. می خواستم بهش بگم آخه تو که اینقدر می ترسی چرا اولدرم بولدرم را می ندازی . کلی حال کرده بودم که تونستم برای اولین بار حرف این آدم یه دنده رو عوض کنم خلاصه قبول کرد باهاش درسو بردارم .

 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:50  توسط پرهام  | 
 
  بالا