|
یار دبستانی
|
||
براي انسانهاي بزرگ بن بستي وجود ندارد . چون بر اين باورند که:يا راهي خواهم يافت يا راهي خواهم ساخت .
مهندس روزت مبارک![]()
من با آگاهی کامل از نقش و تاثیر مهندسی در سازندگی و توسعه پایدار جهان، رفاه و آسایش انسان، حفظ جهان هستی از آلودگی های زیست محیطی و تامین شادی پایدار و دراز مدت خود و دیگران، اینک که به عنوان مهندس خدمت خود را آغاز می کنم به پروردگار جهان سوگند یاد می کنم که:
- همواره در سراسر زندگی شغلی، حرفه ای و اجتماعی خود بدین سوگند وفادار باشم.
- به انسان، به عنوان یک موجود صاحب خرد و شگفت انگیزترین پدیده آفرینش بیاندیشم، صدیق و واقع بین باشم و به هیچ اقدامی که به انسان و انسانیت آسیب رساند، مبادرت نورزم.
- دانش مهندسی و تجربه حرفه ای خود را که میراث مشترک بشری است، مغتنم دانم و کوشش کنم تا آن را به روز نگهدارم و در حد توان خود به گنجینه دانش و تجربه های سودمند بشری بیفزایم.
- ایران زادگاه من است که در آن زاده و پرورده شده ام، کوشش خواهم کرد که دین خود را به سرزمینم، مردمانم، نیاکانم، و آیندگان ادا کنم.
- در طول زندگی حرفه ای خود تلاش کنم تا نقش موثری در توسعه پایدار کشورم داشته باشم.
- در حد توان به دانشگاه که مربی علمی و فنی من است و به کسانی که پس از من در این مکان مقدس پرورش خواهند یافت، خدمت کنم.
- سرمایه های هستی، چون ماده، انرژی، محیط زیست و نیروی کار را سرمایه های تمام بشر بدانم، و در حفظ و کاربرد درست و بهسازی آنها کوشش نمایم.
- در تمام فعالیتهای مهندسی خود صداقت، دقت، نظم، عدالت، سرعت عمل، حفظ منابع اجتماع و حقوق دیگران را مراعات کنم و سلامت، ایمنی و آینده نسلها را در نظر داشته و به آنان مهربان، دلسوز و متعهد باشم و همواره سود خویش را در منافع عام جستجو کنم، رشوه خواری و سایر رذایل اخلاقی را طرد و برای زحمات خود ارزش مادی ای در حد معقول و متعارف طلب کنم.
- در تمام کوشش های مهندسی خود از دانش روز و آخرین یافته های فنی آگاه شوم و آنها را با ابتکار، خلاقیت و نو آوری در طراحی، برنامه ریزی و اجرا بکار بندم.
- در تمام کوشش های مهندسی خود استانداردهای را مراعات و تنها در حیطه دانش و توانایی خود کار قبول کنم و تنها مدارکی را امضا کنم که به آنها احاطه فنی کامل دارم. در مواردی که منع قانونی و حق مالکیت اختصاصی وجود ندارد، دانش خود را آزادانه و به صورت رایگان منتشر کنم و در اختیار دیگران قرار دهم.
- در ادای وظایف حرفه ای محول شده، متعهد، مسئولیت پذیر، مشارکت پذیر و رازدار باشم.
- محیطی پر از محبت و صفا و عشق و علاقه به خدمتگذاری بی ریا به مردم و وطنم را بوجود آورم و همکاران خود را بدون توجه به ملیت، نژاد، مذهب، جنسیت، سن و عقیده دوست بدارم و ارزش های انسانی را در خود و در آنان پرورش دهم.
- در کوششهای مهندسی خود همیشه فردی متواضع باشم و موفقیتهای به دست آمده را علاوه بر سعی و کوشش خود مرهون تاش همکاران و نظام آفرینش بدانم و از آنان قدردانی و سپاسگذاری کنم.
در تمام کوششهای مهندسی خود جویا و پذیرای نقد و اظهار نظر صادقانه همکاران باشم و از لطمه زدن به حیثیت، شهرت، دارایی یا اشتغال دیگران پرهیز و از اقدامات بد خواهانه برای آنان خوداری کنم.
- از کوشش های فرهنگی و فعالیتهای اجتماعی که به منظور توسعه رفاه عمومی انجام می گیرد، استقبال و در آنها شرکت کنم.
- همکاران خود را به رعایت اصول اخلاق مهندسی و وجدان حرفه ای تشویق کنم.
روز شنبه جناب دکتر علیخانی(و البته میگن مهندس#-oرهسپار هم بودن) از جلسه امتحان خبره در واحد خواهران بازدید کردند...![]()
و برگه سوالات هم مورد بررسی قرار دادن
خوب بالاخره باید میدیدن سوالا در چه حد یه وقت سطحش
پایین نباشه و خدای نکرده میانگین نمرات بالا بره خوب البته لازم بود که سطح علمی سوالات نسبت به
وضعیت دانشجو ها بررسی بشه که یه وقت خدای نکرده اطلاعاتشون زیر سوال نره...
اما یه مسئله ای هم هست اینه که استاد مایل هستن نظر همه رو راجع به خطشون بدونن شاید آقای
دکتر قدم رنجه کردن تا نظرشون رو اعلام کنن.
به قول یکی از بچه ها :آقای دکتر بازدید از جلسه امتحان درد ما رو دوا نمیکنه یه بازدید از استادا بکنین
که این وضعمون نباشه
توجه توجه
امتحانات ۲۲ دی تا ۲۷ دی به تاریخ ۱۴ بهمن تا ۲۰ بهمن موکول شد.
امتحانات ۳۰ دی به ۹ بهمن موکول شد
مطابق همون تاریخ ها یعنی اگر ۲۲ امتحان داشتین شده ۱۴ بهمن و....
جالبه هر سه شنبه با یه اتفاق عجیب روبرو میشیم انگار سه شنبه ها روز شانسه !
امروز صبح نوبت تحویل پروژه بود،استاد گفته بودن اگه پروژه ها رو تا ساعت 9 تحویل ندیم صفر میدن ![]()
ساعت 8 ما اومدیم اطلاعات رو دسته بندی کنیم و روی cd به استاد تحویل بدیم که تا flash رو به سیستم زدیم flash فورمت شد و تمام اطلاعات ما از بین رفت
.چون این اتفاقا با این سیستم های داغون برامون عادی شده از قبل فکرش و کرده بودیم و همه مطالب رو برای خودمون میل زده بودیم.
بعد از کلی خواهش و التماس یه سیستم خالی پیدا کردیم ،ساعت شد 8:30 ولی چشمتون روز بد نبینه سرعت افتضاح بود . اول صبح و این سرعت بی سابقه بود! ![]()
حدود 10 دقیقه طول کشید تا صفحه yahoo لود شد و ما تا ساعت 9:15 هنوز نتونسته بودیم اطلاعات رو کامل برداریم(البته اطلاعات ما سنگین نبود 2تا word بود
). اینا همه یک طرف حالا می خوایم اطلاعات رو از روی سیستم بر داریم از اونجایی که هیچ share کدوم از سیستم های سایت به غیر از یکی usb انمیخوره ، مجبور بودیم از درایوهای شده استفاده کنیم اومدیم که باز کنیم امــــا درایو ها باز نمیشد و الان ساعت 9:20 شده بود ......
چند ساعت بعد...
برای تحویل پروژه بعدی کار داشتیم که به نماز خونه رفتیم اما نمازخونه با همیشه فرق داشت!
یه گروه از زاهدان اومده بودن و مهمون دانشگاه بودن.به همین خاطر به ما اجازه ورود به نمازخونه رو ندادن و گفتن به سلف بریم و درس بخونیم!!!!
بعد که بچه ها اعتراض کردن، گفتن به استراحتگاه برید ولی تصور کنین استراحتگاه یه اتاق حدود 3*4 هست و کلی دانشجو داریم که می خوان از اونجا استفاده کنن و یه اتاق خیـــلی سرد با شرایط خِِِِِیـــــلی بد .بعد از اعتراض دوباره بچه ها، یکی از مسئولین اومدن که بخاری رو روشن کنن (با اینکه روی بخاری نوشته شده بود خطـــر.) اما موفق نشدن.
بعد از 45 دقیقه که تازه یکم جو آروم شده بود اومدن و گفتن موقع نماز هست بلند بشین می خوایم موکت ها رو برای نماز ببریم چون توی نمازخونه مهمون داریم نماز قرار هست طبقه پایین برگزار بشه که این بار بچه ها واقعا عصبانی شدن و گفتن ما بلند نمیشیم یه فکر دیگه بکنین و اون مسئول هم به ناچار رفت .
و اما نماز ...
نماز جلوی در سایت برگزار میشه و فرش ها رو دقیقا جلوی سایتی گذاشته بودن که اونجا کلاس بود و اتمام نماز ، اواسط کلاس .
وقتی استاد می خواستن از سایت بیرون بیان صف نماز رو میبینن و امکان خروج نداشتن و با عصبانیت مسئول سایت رو زیر سوال میبرن اما واقعا مسئول کی بوده!؟
واقعا دانشگاهی که برای دانشجوهای خودش جا نداره و مهمانسرا هم نداره چرا باید مسئولیت پذیرایی از مهمانان رو بر عهده بگیره.
با تشکر از مدیر گروهمون شروع میکنم به خاطر اساتید خوبی که این ترم داریم
اما چرا کاری نمیکنن که این اساتید فرار نکنن و بمونن
چرا حداقل امکانات برای استاد فراهم نیست
دیروز برای درسی که استفاده از اسلایدهای استاد لازمه ویدئو پروژکتور سر کلاس نبود
و استاد خودشون به بلوک 15 رفتن تا ویدئوپروژکتور رو بیارن اما این کارشون هم بی نتیجه موند .
حالا که بعد از چند ترمم از استادها راضی هستیم چرا اون ها رو فراری میدین!؟
و باز هم دیروز و یه ماجرای دیگه...
ساعت ۷ بعد از ظهر.
یکی از اساتید جدید در سایت کلاس داشتن و مشغول توضیح برای بچه ها بودن که مسئول سایت به استاد میگن تمومش کنین میخوایم در سایت رو ببندیم بچه ها به مسئول سایت میگن کلید رو بدین ما بعد اون رو تحویل نگهبانی میدیم که ایشون میگن به من ایراد میگیرن و من این کار رو نمیکنم همین موقع استاد با عصبانیت از سایت بیرون میان و میگن پس من استاد کشکم !
بعد استادی که اصلا ساعت استراحت نداره و تمام وقتش رو به دانشجوها میده حاضر نمیشه صبر کنه و جواب بچه ها رو بده و به مسئول حضور و غیاب میگن که شما که میاین جلوی کلاس و برای استاد حضوری میزنین چرا این رفتار رو با استاد دارین و فکری به حال وضعیت موجود نمیکنین.
بعد استاد بچه ها رو صدا میکنن و وسط حیاط جواب سوالای بچه ها رو میدن .
خوشبختانه به دنبال گسترده بودن جمعيت فداکار و جان نثار حراست هر يک از مسئولين در قبال رفتار دانشجويان احساس مسئوليت مي کنند.
در يک اتفاق باور نکردني
امروز ظهر شاهد بوديم که جمعي از دانشجويان دختر دانشگاه توسط يکي از کارمندان که همگي، ايشان را در پست نامه رسان مي شناسند مورد مؤاخذه قرار گرفتند جالب تر اينکه از دانشجويان نامبرده درخواست تحويل کارت دانشجويي کردند و آنها را تهديد به مقابله با حراست کردند اما اين دانشجويان غيور پا پس نکشيده و همچنان از نشان دادن کارت دانشجويي به فرد غير مسئول!!! طفره رفتند.
جالب است بدانيد اين فرد مورد نظر دمپايي پوش تخلف اين دانشجويان را خنديدن در فضاي آزاد عنوان کردند
ايشان همچنين اضافه فرمودند که چون از اين مکان اساتيد و ميني بوس ها
عبور میکنند کسي حق ندارد طوري صحبت کند که صدايش بيشتر از شعاع يک متر را پوشش دهد.
در پايان باز هم از کارمندان غيور دانشگاه قم سپاسگذاريم که همه گونه همکاري را (حتي در سمت نامه رساني) با حراست عزيز و دوست داشتني انجام مي دهند.![]()
همه اين تصاوير توسط يکي از دانشجويان زحمتکش تصوير برداري شده که در صورت تمايل در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت![]()
یه گزارش کوتاه از نشست دانشجویان کارشناسی ارشد IT با مسئولین :

-کارت دانشجویی برای بچه های ارشد صادر نشده و جناب عدل پرور از این موضوع بی اطلاع بودن.
-مهندس هانی گفتن بودجه ای معادل 200 میلیون تومان به گروه کامپیوتر اختصاص داده شده.
- دکتر علیخانی:" برای اینکه خاطرتون راحت باشه در دانشگاه هر آنچه که معقول و منطقی باشد مطمئن باشید انجام دادنی هست و ما انجام میدهیم."
- دکتر علیخانی فرمودن دیروز برای ملاقات با معاون وزیر ماشین در اختیار من نبوده و با ماشین تا میدان 72 تن و با اتوبوس تا تهران رفتم .
- دکتر علیخانی:" مطمئن باشید در این دانشگاه هرگونه نیاز آموزشی،پژوهشی، تحقیقاتی، نیاز منطقی شما باشه مسئولین اون رو فراهم میکنند و مانعی وجود ندارد."
- دکتر علیخانی گفتن تا زمانی که کارشناس برای امور کارشناسی ارشد پیدا بشه و در واقع اجازه استخدام داده بشه یک نماینده از خانم ها و یک نماینده از آقایون با حقوق دانشجویی همکاری کنند.
- دکتر علیخانی:اگر درخواستی آوردید و مخالفت شده حق با شماست. (ولی واقعا نیازهای اولیه دانشکده احتیاج به درخواست داره؟!)
- دکتر علیخانی:حسن طراحی دانشگاه این است که همه چیز گم باشد اگر ما گم شدیم شما ما را پیدا کنید.
- دکتر علیخانی:
مجموعه ای که در دانشگاه هست کاملا خدمتگزار هستند و در کمتر جایی این رو دیدیم.
" هفته آینده با یکی از دانشگاه های مهم خارج از کشور در همین مکان(آمفی تئاتر)نشست داریم و صحبت داریم و گفتگو در رابطه با تبادل استاد و دانشجو داریم(در رشته شهر سازی و معماری)در رابطه با IT هم ممکن است اون مسیری که دیگران چندین ساله رفتن با تفاهم نامه ای که داریم یک شبه طی کنیم و تحصیلات تکمیلی رو ارتقا بدیم
و پروژه های تحقیقاتی انجام بشه."
اگر شما نخواهید حتی اگر ما بخواهیم کاری نمیتوانیم بکنیم پس خواسته هایتان را معقول و کار شناسانه طرح بفرمایین. در خواست باید مکتوب درجایی ثبت شود.
-بچه ها راجع به منابع سوال کردن و درخواست اکانت داشتن: دکتر گفتن شما فقط لیست کتاب به ما بدین داخلی و خارجی ما تهیه میکنیم.
دکتر علیخانی:"مرکز کتابخانه ما از مراکز معتبر و بین المللی قرارداد داره که هر مقاله و هر ژورنالی و هر چه که بخواهید می توانیدFREEدانلود کنید. و دانشگاههای دیکه هم باید از طریق ما عضو یشن"
نکته:دکتر علیخانی افکار پیش پا افتاده بچه ها رو افکار دبیرستانی نام دادن و بچه ها هم در جواب ایشون گفتن که ما محترمانه معترض شدیم و درخواست هایی مثل صندلی و سایت و کامپیوتر افکار بچه گانه و دبیرستانی نیست...
امروز صبح که رفتیم دانشگاه یکی از استادامون گفتن امروز مهمون داریم!
توضیحی دادن که مهمون ها دو تا خانم نروژی هستن که محقق هستن و رشته هاشون الهیات و صلح شناسی هست و اومدن که راجع به وضعیت زنان و دختران ایرانی تحقیق کنن . به خاطر همین یه سری توصیه به ما کردن که راجع به مسائل سیاسی نه سوالی بپرسیم نه سوالی جواب بدیم. بگیم از دانشگاه راضی هستیم و اگر سوال راجع به جدا بودن محیط کردن بگیم این انتخاب خودمون بوده و ....

البته 3 نفر از اساتید گروه های دیگه به همراه استاد خودمون بودن و مواظب حرف زدن ما....

(شرمنده بخاطر کیفیت بد عکس ها)
امشب افطاری بودیم ....![]()
مهمون دانشگاه.امسال با هر سال فرق داشت .پذیرایی خیلی ویژه بود
حالا به چه مناسبت!
نمیدونم اصلا چرا انقدر اسراف خوب با یه جور غذا هم میشه پذیرایی کرد.
حالا میریم سراغ پذیرایی:
1.برنج
2.زعفران (مثل اینکه میگن مثقالی۶۰۰۰ البته من شنیدم خودم نمیدونم کم و زیادش به من ربطی نداره
)
3.زرشک
4.موز
5.سیب
6.دوغ
7.خرما
8.بامیه
9.شله زرد
10.چای
11.نان
12.پنیر
البته نمیدونم رنگ شله زرد با همون زعفرون مثقالی 6000 بود یا زرد چوبه
.
البته دستشون درد نکنه
.
راستی یه استثنا قایل شدن البته استثنا بوده ها که اجازه دادن دانشجوها ام با ماشین بیان بالا![]()
پذیرایی خواهران توی حیاط بود و البته موکت بود ولی خیلیا رو چمن ها و بعضیام روی آسفالت نشستن .
اما تا اونجایی که ما دیدیم برادرا توی سالنی که ترم قبل مال برگزاری امتحانات بود پذیرایی شدن. کلی ام براشون چراغ زده بودن...
راستی وقتی پذیرایی رو دیدم کلا یادم رفت عکس بگیرم شرمنده![]()
از اول مهر که رفتیم دانشگاه با یه سری تحولات روبه رو شدیم .حتما دیدید یه راه جدید و پارکینگ .
اول از پارکینگ میگم ،پارکینگ رو برای این ساختن که از تردد ماشینهای دانشجوها توی مسیر جلوگیری کنن و به قول خودشون مسیر خلوت بشه و البته کارمند هایی هم که کارت تردد ندارن نمیتونن وارد بشن. کارت تردد هم به اساتید و کارمندهایی میدن که سند به نام خودشون باشه
.

یکی از اساتید با این طرح موافق بودن گفتیم علتش؟ جواب دادن این دانشجوها ماشینشون و میارن میذارن تو سایه ماشینهای ما دیگه جا نداره
.
اها راستی، یکم از مامورهای جلوی در بگم که انگار هر روزم بیشتر میشن ماشین ها رو تشخیص نمیدن و هر روز بچه ها رو با هم اشتباه میگیرن .اصلی ترین نقش رو اون پیرمردی داره که جلوی راه جدید نشسته و اجازه نمیده بچه ها بالا برن ، البته کاری از اون ساخته نیست چون بیچاره نمیتونه حتی از جاش بلند بشه( ولی به قول یکی از بچه ها دانشگاه ما اگه هیچ خوبی ای نداشته باشه یه خاصیت داره اونم اشتغال زایی هست).
این راه جدید ای که دیدین قرار هست مربوط بشه به آقایون و راه قبلی هم مال خانم ها این خبر درسته شک نکنین. ![]()
سری بزنید.

سلام.به بچه های کادر اجرایی مسابقه و استاد خوبمون استاد دیانت خسته نباشید می گم ، البته مهندس هانی و جناب عبدالکریمی هم کم نذاشتن.
حالا یکم از امکانات زیاد وهمیاری زیاد مسئولین دانشگاه می خوام بگم.
-دوشنبه صبح:
خبر رسید که شبکه دانشگاه (البته واحد خواهران:Dدچار مشکل شده وکلا قطع شده.برای ارسال جوابهای مسابقه به هیئت داوران حتما باید سیستم ها شبکه باشه .حالا بیا و درستش کن.
حالا مقصر کیــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟!!!!!
مقصر فقط و فقط موش های دانشگاهن چرا که چند وقت یکبار هوس میکنن از سیستم شبکه دانشگاه تغذیه کنن ;)
مسئولای اجرایی مسابقه به هر دری زدن ،چون این بار مسابقه در سطح قم بود و شرایط سخت ترو ما هم که همین طوری مضحکه خاص و عام هستیم پس باید آبرو داری میکردن.
حالا با این شرایط چی کار باید کرد .پیشنهاد های اولیه به این صورت بود که یه فولدر ساخته بشه و اطلاعات اون به صورت shareشده در اختیار هیئت داوران قرار بگیره اما من نمیدونم به نظرشون نرسید با این روش همه میتونن از اطلاعات هم استفاده کنن.حالا پیشنهاد دوم مطرح شد که مسابقه در سایت واحد برادارن برگذار بشه. این دفعه بچه ها به این شکل در اومدن![]()
-چهار شنبه صبح:
تصویب شد که مسابقه در واحد برادران برگزار بشه و تا ظهر تصمیم همین بود.ساعت 1:45 تماس گرفتن و گفتن برنامه کتسل شد و سایت واحد خواهران باید آماده بشه.
-ظهر چهارشنبه:
دکتر دیانت و آقای عبدالکریمی برنامه ها رو روی سیستم های واحد برادران و بچه ها هم در سیستم های سایت خودمون نصب کردن.با اینکه کارها داشت انجام میشد اما هنوز تکلیف معلوم نبود ،اگه قرار بود مسابقه واحد برادران انجام بشه باید کیس میرفت اونطرف و اگه قرار بود واحد خودمون باشه پس شبکه چی؟؟؟!!!
-بعد از ظهر چهار شنبه:
تا ساعت بعد از ظهر هنوز هیچی معلوم نبود و بیچاره دکتر دیانت هنوز دانشگاه بودن و گفتن فردا تصمیم میگیریم چی کار کنیم.
-پنج شنبه صبح:
مهندس هانی با مسئول واحد خواهران در حال صحبت-بعد از درخواست مهندس هانی...
مسئول واحد ما:با مسئولیت خودتون به خاطر خسارتهای احتمالی و اینکه حمل و نقل با خودتون باشه ببرین.
همندس هانی هم سیستم ها رو با ماشین خودشون به سایت واحد برادران بردن.
حالا تا اینجا رو داشتین بقیه ماجرا رو ببینین:
حدود یه ماه پیش شایدم بیشتر درخواست طرح سوالات مسابقه رو بچه ها با دکتر فرجامی در میون گذاشتن اما از اونجایی که بچه ها دکتر فرجامی رو میشناختن چه مستقیم و چه با پیغام زمان مسابقه رو به دکتر یادآوری میکردن.بالاخره دکتر فرجامی گفتن روز یکشنبه سوالات رو به مهندس هانی تحویل میدن ولـــــــــــــی...
بالاخره صبح دکتر فرجامی با سوالات تشریف آوردن ولی چه سوالی![]()
معمول مسابقه acm اینه که سوالات انگلیسی باشه ولی دکتر فرجامی سوالایی فارشی و دست نویس با کلی خط خوردگی آوردن.
-ظهر پنج شنبه-ساعت 2:
مسابقه با همه دردسراش تموم شد.
به نظرتون برگزار نشدن همایش "اخراجی ها"
عمدی بود یا واقعا برای خود آقای ده نمکی
مشکلی پیش اومده بود!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟
بازم منظورم بعضی ها ست پس اگه هی نگفتم بعضیا ببخشید خودتون اونطوری بخونید
دیدید که چون دخترم اول از خودمون شروع کردم تا حساسیت نشون ندید.
پسرا با همه اون تغییراتی که میدونیم, همه اونا عادی و پذیرفته شدس وقتی برگردن یه نگاهی به پدراشون بندازن این تغییرات رو میفهمن. ووقتی میبینن اون چیزی که قبلا اسمش غیرت بود نداشتنش کلاس شده و یا از نظر اون دختری که دیگه مثل قبل برای خودش حجابی از متانت درست کرده و اون رو با هیچی عوض نمیکنه اند(end)بی کلاسیه. اینا اون چیزاییه که تو زندگی آینده پسر تاثیر خوبی نداره.
الان اگه هنوز غیرتی هم مونده باشه اینطوریه که پسر ,چون پسره با هر دختری رابطه داره ولی همون پسر موقع ازدواج روی روبط گذشته همسر آیندش حساسه و اگرم خواهری داشته باشه اون رو بی چاره میکنه. پسره دوس داره وقتی ازدواج میکنه دختره نجیب باشه ,خانم باشه,دانشگاه نرفته باشه(البته دانشگاه قم مانعی نداره) ولی اینم داره تموم میشه.
گفتم خیلی از ارزشا از بین رفته مثلا طرز لباس پوشیدن ,حرکات,رفتار و...همه فرق کرده.
چرا یه پسر سعی میکنه مثل دخترا باشه؟؟؟؟؟؟چرا با حرکت موزون راه میره؟چرا لباس خواهر کوچیکش رو میپوشه؟
اگه این کار رو میکنه که جلب توجه بکنه یه راهنمایی دارم هـــیچ دختری از ظاهر دخترونه یه پسر خوشش نمیاد همون طور که یه پسر رفتارای پسرونه دخترها رو نمیپسنده ولی اگه این کار رو از روی علاقه انجام میده به نظرم باید روی علایقش تجدید نظر کنه.
نهایتا اگه بخوایم از جو دانشگاه خودمون بگذریم که خدا رو شکر از همه لحاظ استثنا شده به نظرم رابطه دختر و پسر توی دانشکاه یه رابطه هم کلاسیه یعنی توی یه فضای علمی و فرهنگی باید باشه .مکاتبه های درسی یا خیلی چیزایی که از نظر مایی که توی دانشگاه قمیم نادرسته یه چیزای خیلی طبیعی و عادیه. پس فک نکنید می خوام بگم این رابطه ها نباید باشه بلکه میخوام بگم این رابطه ها با همه اون ارزشها وموازین اخلاقی باید وجود داشته باشه
اول مطلبم می خوام بگم که میدونم همه چیز عوض شده ما با پدر ها و مادرامون فرق داریم.میدونم که وضع ظاهرمون با قبل کلی فرق کرده( مثلا آرایش میکنیم,فک کن توی قم با این همه تفاوت توی وضع ظاهر وارد میشیم اینو بگم که البته اینو خودتون خوب میدونید که این تغییرات مختص دخترا نیست الان این خیلی عادی شده که پسر زیر ابرو برداره (البته زیر ابرو که چه عرض کنم...)و...)
البته پدر ها و مادرها هم خیلی وقتا شاکی میشن ولی اونام خیلی تغییر کردن.
این تغییرات ظاهر امروز و فردا تموم میشه این که هر لحظه برامون مهم باشه ظاهرمون چقدر مورد تایید دیگران قرار بگیره بالاخره وقتی چند سال بگذره از این شادابی ظاهر خبری نیست ولی تغییرات اساسی که مربوط به رفتار و عملکرد ما هست واین رفتار میتونه روی زندگی آیندمون خیلی تاثیر بذاره و شاید آینده رو خیلی تغییر بده چـــــی؟
بعضی رفتارامون که الان داره میره که عادی بشه ولی این تغییرات آثاری روی زندگیمون داره که چه دختر و چه پسرباید حواسش جمع باشه.
با این مطلبی که می خوام بگم ممکنه خیلیا ناراحت بشن ولی چون واقعیت هست میگم .منظورم نیست که همه دختر ها . پسر ها اینطوری شدن ولی برای اینکه هی نگم بعضیا کلی نوشتم پس دلخور نشین و از همه اونایی که این مطلب رو می خونن می خوام نظرشون رو بگن:
اول یه حرفی با دخترا دارم...
چرا تو دوره ما همه چی فرق کرده؟؟ چرا دخترها تمایل نشون میدن با پسرها ارتباط داشته باشن؟چرا بین دخترا و پسرها این یه جور کلاس شده که بگن با جنس مخالف ارتباط دارن؟!چرا وقتی دختری ,پسری رو میبینه یه جورایی میخواد توجه اون پسر رو به خودش جلب کنه؟
البته از لحاظ ظاهر نمیگم.یعنی نمیگم نباید روی مد لباس پوشید یا اینکه همیشه یه لباس پوشید تا بگیم ساده ایم و نمیخواییم جلب توجه کنیم .نه من میگم باید عرف جامعه رو حفظ کرد و بعد سلیقه و مد هم در نظر گرفت.
ولی بیشتر منظورم رفتارها و حرفهایی که وقتی دختری از کنار پسری رد میشه میزنه البته به دوستش میگه ولی بقیه باید بشنون(همون به در میگی ,دیوار بشنوه)
ولی مهم تر از اینا چرا بعضی ارزشها از بین رفتن....؟!
چرا متانت و سنگینی یه دختر دیگه ارزش حساب نمیشه یا بهتر بگم چرا خیلیا این متانت رو عقب موندگی میدونن؟
الان یه دختری که متلک میشنوه بهتر میدونه که جواب بده تا نشنیده بگیره.
اما این که چرا یه پسر اینقدر شان خودش رو پایین می یاره تا برای اینکه توجهی بش بشه شروع میکنه به تیکه انداختن؟فک نمیکنه اگه جوابی نشنید به این معنی نیست که دختره جوابی نداشته بده و دلیلش این بوده که تو ارزش جواب دادن نداری و من حرفت رو نشنیده گرفتم و من برای این حرفها ارزشی قایل نمیشم.
قبلا پسرا از این متانت خوششون میومد ولی الان وضع فرق کرده وقتی دختری حرفی میشنوه تا جواب نده راحت نمیشه چون میدونه این متانت حماقت فرض میشه!پس هر جوری شده جواب میده .
من میگم بی توجهی به این تیکه ها شخصیت یه دختر رو بالا میبره .
قبلا وقتی راجع به یه دختر تحقیقی میشد به این مسایل اهمیت میدادن میگفتن:"دختره آفتاب ,مهتاب ندیده..."
ولی الان کسی میتونه این حرف رو بزنه...؟!
می خوام یه ماجرا براتون تعریف کنم اگه بگم چی مطمئنم میگین :"ااااااااااااااااااه ,تو ام کشتیمون با این ..."
ولی چاره ای نیست چون دیروز اتفاق جالبی افتاد :بعد از این همه تلاش یه استاد پیدا شد که بیاد حالا فک کن برداشتن بیست و هفت هشت نفر و کردن توی یه اتاق کوچیک که اسمش و گذاشتن کلاس بعد این بیچاره باید این پروژکتور رو(دیدین بالاخره بمون پروژکتور دادن)باید تنظیم کنه حالا ساعت چنده؟14:20 بعد از این همه تلاش بالاخره تنظیم شد.
حالا استاد شروع کرده این laptopاذیت میکنه شارژم نداره(کابلشم پرهام برداشته) ولی از این جزییات که بگذرم موضوع اصلی کلاساس بعضی از بچه ها توی کلاس وایساده بودن چون واقعا جا نبود که حتی از بیرون صندلی بیارن حالا با این وضعیت کلاس استاد قبول کرده بچه هایی که این درس و ندارن بیان سر کلاس حالا یه عکس اینجا براتون میذارم البته بازم کلاس بزرگ تر از اونی که هست پیداست (هنر عکاسیه دیگه
)ولی باید قبل از اینکه عکس رو ببینید یه معذرت خواهی بکنم اونم اینه که عکس سانسور داره!
حالا دلیلش رو میگم:
بچه ها از استاد اجازه خواستن صدای استاد رو ضبط کنن که ایشون گفتن نه عکس ,نه فیلم, نه صدا!!!!!!
راضی نیستم! و گفتن به خاطر خودمون میگن!![]()
ولی من این عکس رو قبل از اینکه بگن گرفته بودم و چون گفتن راضی نیسن مجبــــــــــــورم که یه تغییری توش بدم![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از طرف مسئولین دانشگاه و دانشکده
روز مهندس رو بهتون تبریک میگم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



ترانه رو ترکیب کردن
آخه ....
اول اول جدید شدن وبلاگ مبارک باشه
بعد از اون انشاالله که از خستگی امتحانا در اومدین یکم می خوام از روشهای موثر در بهبود نمرات براتون بگم:
اون امتحانایی که محاسبات دارن که دمشون گرم این ماشین حسابا به درد میخورن(این روش رو همه بلدن بی خیالش بشیم)
ولی خدا بیامرزه پدر اونی که مقنعه رو اختراع کرد با استفاده از این وسیله با دو تکنیک میتونیم وارد عمل بشیم:
1.برگه ای از اطلاعات مورد نیاز رو در زیر مقنعه جاسازی کرده و در مواقع مورد نیاز در هنگامی که آژان مربوطه به انتهای منطقه استحفاظی مراجعه می کند آن را به میان برگه انتقال داده و از آن بهره میجوییم.
2.با پیشرفت تکنولوژی این روش یکی از کارآمدترین روشهاست به این صورت که تلفن همراه خود را در حالتspeed dialقرار داده و شماره افراد قابل اطمینان را وارد نمایی با اتصال handsfreeو قرار دادن تلفن همراه در محل مناسب در مواقع مورد نیاز می توانید با فشار دادن تنها یک دکمه از اطلاعات شخص مقابل استفاده نمایید.
می خواستم همین جا از اساتیدی که امتحانهای تستی رو برگذار میکنن تشکر کنم چون با این کار تنها فشار جزیی به عضلات چشم وارد میشود.
بازم خدا رو شکر تو دوره ما جین تیره در اومد که بشه به عنوان برگه یادداشت ازش استفاده کرد اینجا باید از تکنیک چادر هم یادی بشه که به جزییاتش کاری ندارم.
اشاره زیادی به دست و پا نمکنم که این روشها بر میگرده به سال 42.
از روشها که بگذریم یکم از مراقبا بگم:
یه امتحان سخت داشتیم.یه جوجه ای نقش مراقب رو بازی میکرد اول جلسه که برگه چک نویس به ما ندادبعد کلی خواهش و تمنا رفت و برگه آورد حالا میگی برگه بده میگه:"اسمتـــــــــــــــــــــــــون...؟!"
فک کن بالای برگه چک نویس اسم ما رو نوشته بود.از اول جلسه که اولتیماتم داد هر کس سر جاش بشینه آقا چشمتون روز بد نبینه وسط جلسه همه رو آواره کرد بعد از جاسازی بچه ها دیگه بنا رو بر ناسازگاری گذاشت مگه یه دقیقه نشست کلاس رو متر میکرد.
بعدشم چند دقیقه یه بار به یکی گیر میداد و میرفت برگه می تکوند بلکه مدرک جرمی بگیرهو جام طلایی مراقبت رو از حاج آقا بگیره![]()
بعد از ماجرای برگه تکونی استعداد جدیدی از مراقب شکوفا شد حالا یه لحظه مراقب رو یه کابوی فرض کن توی کاکتوس زارهای تگزاس در حال دوئل
میرفت میرفت میرفت
1
2
3
یهو برمیگشت
اگه از اینم بگذریم میخوام از یه فاجعه براتون بگم البته خودم شاهد ماجرا نبودم ولی شنیدم یه روز دستور از بالا رسیده که قبل از امتحان همه بچه ها رو بگردن اینجا قشنگ میشه اهمیت مسئولا نسبت به شخصیت دانشجو رو دید
حالا فک کن استاد وایساده می یان میگردنت و میگن جیبات رو خالی کن........
|
|