|
یار دبستانی
|
||
به نام خداوندی که ما را آفرید
سلام دوستان
از ماجرای تجمع واهدافش همه خبر دارید،فقط چند تا عرض کوچیک داشتم:
اول اینکه از بچه هایی که اومده بودند تشکر می کنم .
دوم اینکه درسته که دخترا توی این تجمع به خواسته هاشون رسیدگی نشد(شاید بگید که دونماینده هم از دخترا خدمت آقای قاضی رسیدند ومشکلات واحد دخترا رو مطرح کردند)ولی باید بهتون بگم که به گفته همون دونماینده آقای قاضی گفتند برای حل مشکل سایت کامپیوتر خریداری می کنند ولی وقتی که سایت دخترا دیگه فضا نداره کامپیوترا رو می خوان کجا بذارند که آقای قاضی دیگه جوابی نداشتند، چرا؟ چون نمی تونند فضای واحد خواهران رو افزایش بدند( همین هم از سرشون زیادیه) ، چون مشکل ساختمون به آقای قاضی مربوط نمی شه به وزارت علوم مربوطه ، چون این ساختمون تازه تاسیس که سالن ورزشی هم داره باید بدند به پسرا چرا؟چون نور چشمی اند دیگه ... البته ما هم چنان خوش بین وامیدوار به حل مشکلات هستیییییم.
البته مسئولین اون طوری که شما فکرمی کنید هم نیستند وبرای حل مشکلات (البته اگه مشکلی باشه ، واین دانشجویان از خدا بی خبر نخوان جوسازی کنند) راه حل هایی اندیشیده اند ، توجه شما را به یکی از این اقدامات جلب می کنم :
سرپرستی واحد خواهران با منت وکمال افتخار با درخواست دانشجویان مبنی بر تخصیص فضای سلف (صبح ها از 7:30 تا 11) برای مطالعه به جهت اینکه در شرف امتحانات هستیم موافقت کرده.( تازه اطلاعیه اش رو همه جا رودرو دیوار زده ).
والبته این نشون می ده که چقدر مطالبات دانشجویان برای مسئولین مهمه واونها از تجمع ، تحصن ، جلسه پرسش وپاسخ هیچ باکی ندارند وخیلی هم خوشحال می شند که بتونند خدمت بکنند واین یه اصله، فراموش نکنید، خدمت رسونی رومی گم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
یه حرف هم دارم با دوستان شورای صنفی که روز تجمع به ما میگفتند که جلسه پرسش وپاسخ برگزار می شه می تونید مشکلتونو اونجا مطرح کنید واینکه مگه خودتون شورای صنفی ندارید و اینکه تو واحد دخترا کی تصمیم گیری می کنه و...
آخه فکرمی کنید خیلی جلسه پرسش وپاسختون مفید بود من که خودم پرسش شنیدم ولی پاسخ نه ، البته جلسه پرسش وپاسخ جلسه بسیاربسیار خوبی است وباید برگزار بشود ، مشکلات هم انشااااااااااالله حل خواهد شد، توکل هممون باید به خدا باشه !
فقط می تونم بگم همه چی یه شروع خوب بود البته برای دخترا ، چون پسرا که مشکلی ندارند ، آن دومشکل کوچک هم با نظرولطف وعنایت جناب قاضی حل خواهد شد انشاالله تعالی.
سلام به همه ی یاران دبستانی
نمی دانم اخیرا تا چه اندازه در مورد مسائل دانشگاه مطلع هستید؟ تا چه اندازه تحرکات مسئولین را زیر نظر دارید؟ آیا تا به حال این موضوع توجه شما را جلب نکرده که چرا چندین جلسه پرسش و پاسخ در فاصله زمانی کم با حضور معاونین دانشگاه برگزار می شود؟ و یا باز با فاصله کمتر از این جلسات تحصنی از جانب دانشجویان عدالتخواه دانشگاه در اعتراض به وضع سایت و کتابخانه برگزار می گردد؟
این موج اعتراضات ملایم، که از جانب خود مسئولین برنامه ریزی شده بود و این تحصن آرام و بی دردسر که گمان فرمالیته بودن آن بعد از بی نتیجه و نیمه کاره رها کردنش بیشتر شد، برای چه منظوری طرح ریزی شده بود؟؟؟
آیا مسئولین با درک فضای نارضایتی و ناخشنودی دانشجویان مخصوصا بعد از اعمال محدودیتهای جدید و احساس این موضوع که اکثر دانشجویان از وضع موجود آموزشی، فرهنگی و صنفی کاملا ناراضی و حتی عصبانی هستند، آنان را برانداشت که با ایجاد جوی هدایت شده و دروغین به تظاهر این موضوع بپردازند که فضای دانشگاه، کاملا آزاد است و راه انتقاد از آنان باز می باشد، در حالیکه بر همه ما روشن است که این موضوع حقیقت ندارد.
در واقع مسئولین با این اقدامات دامنه دار سعی بر ایجاد سوپاپ اطمینانی بر دیگ در حال انفجار نارضایتی دانشجویان داشتند و دارند.
نکته قابل توجه در تحصن روز سه شنبه حضود دختران در کنار پسران بود، که بدون هیچ مانعتی از سوی عوامل حراست صورت گرفت. در حالیکه همگی به خاطر داریم در تجمع نشریه تارا، این اجازه به خانمها داده نشد که در کنار آقایان حضور پیدا کنند و این خود بر گمان فرمایشی بودن این تحصن می افزاید.
هرچند شاید شما با نظرات من موافق نباشید، اما وظیفه خود دانستم که این موضوع را از نگاه دیگری بررسی کنم. متشکرم![]()
شنیدم و دیدم که جنبش عدالت دانشجویی دانشگاه قم برای اعتراض به مسائل سایت و کتابخانه روز سه شنبه ساعت ۹:۳۰ از دانشجویان برای شرکت در تحصنی به همین منظور که قراره مقابل تالار شیخ مفید برگزار بشه دعوت کرده.
هرچند من با نفس تحصن و اعتراض و پرسش از مسئولین اون هم در فضایی نه مانند فضای جلسات پرسش و پاسخ کاملا موافقم اما ای کاش یک کم سطح توقعات و مطالبات رو بالاتر ببریم و به مسائل مهمتر که در سایه حل اونها بیشتر مشکلات خود به خود حل میشه بپردازیم.
با این تفاسیر باز من شرکت می کنم شما می روید یا نه؟؟؟؟
اون چیه که مثل زلزله بی خبر می آد و می ره؟
مثل نذری به بعضیا نمی رسه؟
مثل صف گوشت و مرغ توش دعواست؟
مثل قرعه کشی بانک مرتب تمدید میشه؟
اگه گفتید؟؟ معلومه دیگه انتخاب واحد توی دانشگاه قم
جالبه هر سه شنبه با یه اتفاق عجیب روبرو میشیم انگار سه شنبه ها روز شانسه !
امروز صبح نوبت تحویل پروژه بود،استاد گفته بودن اگه پروژه ها رو تا ساعت 9 تحویل ندیم صفر میدن ![]()
ساعت 8 ما اومدیم اطلاعات رو دسته بندی کنیم و روی cd به استاد تحویل بدیم که تا flash رو به سیستم زدیم flash فورمت شد و تمام اطلاعات ما از بین رفت
.چون این اتفاقا با این سیستم های داغون برامون عادی شده از قبل فکرش و کرده بودیم و همه مطالب رو برای خودمون میل زده بودیم.
بعد از کلی خواهش و التماس یه سیستم خالی پیدا کردیم ،ساعت شد 8:30 ولی چشمتون روز بد نبینه سرعت افتضاح بود . اول صبح و این سرعت بی سابقه بود! ![]()
حدود 10 دقیقه طول کشید تا صفحه yahoo لود شد و ما تا ساعت 9:15 هنوز نتونسته بودیم اطلاعات رو کامل برداریم(البته اطلاعات ما سنگین نبود 2تا word بود
). اینا همه یک طرف حالا می خوایم اطلاعات رو از روی سیستم بر داریم از اونجایی که هیچ share کدوم از سیستم های سایت به غیر از یکی usb انمیخوره ، مجبور بودیم از درایوهای شده استفاده کنیم اومدیم که باز کنیم امــــا درایو ها باز نمیشد و الان ساعت 9:20 شده بود ......
چند ساعت بعد...
برای تحویل پروژه بعدی کار داشتیم که به نماز خونه رفتیم اما نمازخونه با همیشه فرق داشت!
یه گروه از زاهدان اومده بودن و مهمون دانشگاه بودن.به همین خاطر به ما اجازه ورود به نمازخونه رو ندادن و گفتن به سلف بریم و درس بخونیم!!!!
بعد که بچه ها اعتراض کردن، گفتن به استراحتگاه برید ولی تصور کنین استراحتگاه یه اتاق حدود 3*4 هست و کلی دانشجو داریم که می خوان از اونجا استفاده کنن و یه اتاق خیـــلی سرد با شرایط خِِِِِیـــــلی بد .بعد از اعتراض دوباره بچه ها، یکی از مسئولین اومدن که بخاری رو روشن کنن (با اینکه روی بخاری نوشته شده بود خطـــر.) اما موفق نشدن.
بعد از 45 دقیقه که تازه یکم جو آروم شده بود اومدن و گفتن موقع نماز هست بلند بشین می خوایم موکت ها رو برای نماز ببریم چون توی نمازخونه مهمون داریم نماز قرار هست طبقه پایین برگزار بشه که این بار بچه ها واقعا عصبانی شدن و گفتن ما بلند نمیشیم یه فکر دیگه بکنین و اون مسئول هم به ناچار رفت .
و اما نماز ...
نماز جلوی در سایت برگزار میشه و فرش ها رو دقیقا جلوی سایتی گذاشته بودن که اونجا کلاس بود و اتمام نماز ، اواسط کلاس .
وقتی استاد می خواستن از سایت بیرون بیان صف نماز رو میبینن و امکان خروج نداشتن و با عصبانیت مسئول سایت رو زیر سوال میبرن اما واقعا مسئول کی بوده!؟
واقعا دانشگاهی که برای دانشجوهای خودش جا نداره و مهمانسرا هم نداره چرا باید مسئولیت پذیرایی از مهمانان رو بر عهده بگیره.
دوستان سایت الف در سالروز ۱۶ آذر پستی با عنوان(( 16 آذر و تعامل دولت با فعالیتهای دانشجوی)) در سایت خود قرار داده است. در این پست بازدید کنندگان و دانشجویان اقدام به طرح پرسشهای خود از دکتر محمد باقر خرمشاد معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم می کنند. از شما می خواهم که پرسشها و مشکلات فرهنگی دانشگاه را مطرح کنید تا لااقل دیگران نیز به این مشکلات پی ببرند. هرچند مطمئنم ایشون پاسخی برای این مشکلات نخواهند داشت. حتما سوال بپرسد. متشکرم![]()
در سالروز ۱۳ آذر جمعی از دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی با پخش بیانیه هایی در دانشکده و سلف دانشگاه یاد و خاطره آن روز غرورآفرین را گرامی داشتند.برای اطلاع بیشتر شما عزیزان متن و عکس بیانیه ها را بر روی وبلاگ قرار داده ام. همینجا لازم می دانم از تمامی دوستان که به این کار همت کردند خسته نباشید بگویم. متشکرم![]()
بیانیه شماره 1 که در سلف پخش شده بیانیه شماره 2 که در دانشکده پخش شده
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید
به نام مهربانترین مهربانان
سلام می گم خدمت دخترخانوما وآقا پسرای گل
چندروز پیش یه داستان جالب خوندم که فکر می کنم مقدمه خوبی واسه حرفام باشه :
" پیرمردی در « مینه سوتا » زندگی می کرد. اومی خواست مزرعه سیب زمینی اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود . تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود . پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت ووضعیت را برای او توضیح داد :
« پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم ، چون مادرت این زمین را دوست داشت . من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام ، اگر تواین جا بودی تمام مشکلات حل می شد. می دانم که اگر تواین جا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی. دوستدار تو پدر.»
چند روز بعد پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد :
« پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن ، من آن جا اسلحه پنهان کرده ام .»
4 صبح فردا 12 نفر از ماموران پلیس محلی تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند. پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت وبه او گفت که چه اتفاقی افتاده ومی خواهد چه کند ؟
پسرش پاسخ داد :« پدر برو وسیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم.»"
هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد . اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می توانید آن را انجام دهید . مانع ذهن است، نه اینکه کجا هستید .
منم مثل تو دانشجوی دانشگاه قم هستم اما نه زیاد افسرده از این که چرا این دانشگاه قبول شدم واینکه مگه دانشگاه قحط بود که من این دانشگاه را انتخاب کردم وبگم شاید تقدیرم این بوده که با دوران دانشجویی ام هم نتونم حال کنم وبهترین دوران زندگیم باشه .
ماهممون می دونیم که اگه کمبود امکاناتی هست ، اگه مشکلی هست تقصیر مادانشجوهاست ، خودمونیم ،بهتون برنخوره خیلی بی بخارین ، توعمرم آدم مثل شماها ندیدم.
می دونم که اینجا ملک شخصی جناب قاضیه یا این که مدیریت دانشگاه دست یه مشت آدم به ظاهر مذهبی متعصب از خدا بی خبره ، می دونم که رئیس دانشگاه تاحالا توعمرش یه دانشگاه درست وحسابی ( شاید حتی یه حوزه علمیه درست وحسابی ) هم ندیده چرا که الان اگه بری جامعه الزهرا حس می کنی رفتی آمریکا ( اینو یکی از استادامون می گفت ) از بس که امکانات هست ، ملت با تکنولوژی جلو می رند ، حالا ماباید واسه 5 دقیقه استفاده از اینترنت توصف وایسیم یا واسه اینکه از ویدئو پروژکتور استفاده کنیم هرجلسه لااقل باید ده بیست دقیقه از وقت کلاس تلف بشه . آخه بنده خدا شما رو چه به رئیس دانشگاه شدن ، شما که نمی دونی از اینترنت چه استفاده ای می شه کرد ، شما که اینترنت رو جیره بندی کردی وبرای هر دانشجو هفته ای فقط یه ساعت سهمیه قرار دادی ، آخه اگه می فهمیدی که یه دانشجوی مهندسی کامپیوتر یا علوم کامپیوتر با هفته ای یه ساعت، بااین سرعت بالای اینترنتتون اگه هنر کنه می تونه فقط می رسه چک میل کنه وموضوع یکی از درساشو پوشش بده ....
البته نه اینکه نفهمیدها ( خیلی ببخشید ، خیلی بازم ببخشید ) نه! شعورتون نمیرسه .
حالا بازم خوش به حال شما پسرا ( فکر نمی کنم شما مثل ما حرف واسه گفتن داشته باشید آخه وارد دانشگاه که می شی بعد از سپری کردن بلوار هرچی ساختمون می بینی می گن " واحد برادران " بعد جلوتر که می ری بازم می بینی " واحد برادران " اگه تاته ش بری می بینی واسه رضای خدا یه جایی روهم بهش می گن " واحد خواهران "، که درشو گذاشتن پشت ساختمون ومی پرسی اینجا کدوم دانشکده واحدخواهران قرار داره ؟ می شنوی: دانشکده حقوق ، دانشکده الهیات ومعارف ، دانشکده ادبیات وعلوم انسانی ، دانشکده فنی ومهندسی ، دانشکده علوم پایه و....
آخه شما پسرا حداقل جا واسه درس خوندن دارین، کلاساتون بزرگه، دارند واستون مسجد می سازند نوش جونتون ، یه ساختمون دیگه هم براتون ساختن که سالن ورزشی درست حسابی داره اونم نوش جونتون ، سایتتون بزرگه اونم نوش جونتون و...
بذارید یه چیز ی بگم، این واحد خواهران که می بینین تا ده بیست سال دیگه هم گسترش پیدانمی کنه چون که ظرفیتش بی نهایته ، نمی دونم این معمارها ومهندسا چه ترفندی بکار بردند که حتی با افزایش جمعیت و ورود ی های جدید بازم حس می کنی که هنوز جا هست ، مثل میدون امام اصفهان که توش می مونی که آخه اون مهندسای قدیمی چه مخی داشتند که با گذشت این همه زمان وافزایش جمعیت نه تنها این میدون کارایی خودشو از دست نداده بلکه خیلی ها رو به تعجب واداشته ودر پی کفش این راز هستند...مطمئن باشید یه روز از خارج می آن واسه کفش این راز واحد خواهران حالا ببینین کی گفتم!!!!!!!!!!
البته یه اقدام خیلی جالب ومفید ( که خداییش من اصلا فکر نمی کردم به ذهنشون برسه ) از خودشون در کردند واونم اینه که موکتای کف کلاس ها رو امسال کندند ، ولی هنوز کمد دیواری ها هستش ، شاید باور نکنین آخه ما تو کلاسایی درس می خونیم که قبلا اتاق های خوابگاه بوده وهنوز هم همون معماری قدیمی وسنتی خودشو حفظ کرده ( در راستای حفظ آثار باستانی ) ، یه روز عکس این کلاسا رو براتون می ذارم ببینین.
می دونم که سالن مطالعه باید وجود داشته ... بگذریم ، از حداقل امکانات هم...
دیدم یکی از دوستان نوشته همه امکانات دانشگاههای دیگه تو دانشگاه قم باید ضرب در دو بشه ، می خوام بگم ضرب در یک بکنید بدید، ضرب در دو پیشکشتون!!
اما با همه این حرفا اگه می بینیم که جناب قاضی وبقیه مصحولین نشستند وپاشون رو روی اون پاشون انداختند وبا افتخار سینه سپر می کنند وکمر راست، که تونستند یه دانشگاه ( در اصل دوتا دانشگاه ) رو بدون هیچ آشوب واعتراضی وتحصنی ودرکمال آرامش ودوستی وصفا اداره کنند مقصر ما دانشجوها هستیم چون هممون فقط بلدیم غر بزنیم ( خدا رو شکر این یکی رو بلدیم چرا که بعضیا اینم بلد نیستند وفقط نیمه پر لیوان رو می بینند ) . هممون سرمونو مثل کبک کردیم زیر برف وهی می گیم :
من اگر بنشینم ، تواگر بنشینی ، چه کسی برخیزد ؟
من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برمی خیزند ......
نه خداییش (اینجا که کسی نیست خجالت نکشین) خودتون بگردید تو تاریخ پر از فراز ونشیب دانشگاه ببینید چند تا تحصن ( کاری به دلیل تحصن و وموضوعش ندارم ) انجام شده ؟ خوب شد پارسال تو جشن خوابگا هها یه حرفی زده شد تا بفهمیم دوتا آدم زنده هم تو دانشگاه هستند ، به نظر من اون بنده خدایی که داشته خاطره تعریف می کرده خواسته سطح هوشیاری مخاطبانش رو بسنجه، ببینه کسی می شنوه ، می بینه ، اگه می بینه زبون داره حرف بزنه .
بابا هی همتون نچسبید به انجمن اسلامی ( که اگه عرضه داشتیم می تونستیم اونم براحتی را بندازیم ) حالا اگه انجمن نباشه نمی شه یه تحصن کرد واسه این همه مشکل ، به نظر من اگه واسه این مشکلات کذا وبقیه مشکلات با یه برنامه ریزی درست یه تحصن که هم پسرا باشند هم دخترا ( مثلا پسرا جلوی در وردی داشنگاه ودخترا جلوی ساختمون مرکزی) بکنیم همه چی حل می شه البته اگه پوشش خبری هم داشته باشه ، مثلا همه مطبوعات قم واین خبرنگارای بیکار که سرشون درد می کنه واسه یه خبر دانشحویی این مدلی ویا حتی گسترده تر از اون مثلا تو 20:30 اعلام بشه که دانشجوهای قمی جمع شدند می گن به ما تو هفته دوساعت سهمیه اینترنت ! بدید
خیلی از مشکلات حل بشه لا اقلش اینه که مسئولین بفهمند که اگه کاری خواستند بکنند بدونند مازبون هم داریم یا کمتر از اون حداقلش اینه که ما حرفمونو زدیم ...
اگه کسی این پست رو خوند خواهش می کنم یه نظر بده بفهمم که باید امیدوار باشم یا نه !؟
یکسال گذشت. یکسالی که با شما بودیم و سعی کردیم تا با تبادل آرا و نظرات خود با شما به واکاوی معضلات دانشگاه بپردازیم و برای این مشکلات راهکار ارائه دهیم.
پایه وبلاگ یار دبستانی در روز 15 آذر ماه 1385 گذاشته شد، آنجا که احساس کردیم خلا چنین وبلاگی برای روشن کردن مسائل مربوط به تحصن روز 13آذر دانشکده فنی احساس می شود، چرا که وبلاگ های موجود آن زمان نتوانسته بودند آنطور که باید و شاید به این موضوع بپردازند و حتی بعضا برای مطرح شدن این موضوع در وبلاگشان محدودیت قائل شدند.
بر همین اساس تلاش کردیم با اطلاع رسانی دقیق و شرح و بسط موضوع و تجزیه و تحلیل آن گامی در جهت رساندن فریاد عدالتخواهی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه قم برداریم.
اندک زمانی از تاسیس وبلاگ نگذشت که از اختصاص مطالب به تحصن و دانشکده فنی خارج شدیم و به موضوعات و مباحث کلان دانشگاه پرداختیم، همچنین همزمان از انعکاس اخبار دانشگاه نیز غافل نشدیم و سعی کردیم با پوشش وقایع و تحلیل آنها به روشن تر شدنشان کمک کنیم.
هدف ما بیان مشکلات ارائه راهکار و پرورش روحیه حق طلبی، نقد و اعتراض در دانشجو بوده و هست.
نقدی منصفانه و اعتراضی آگاهانه که در سایه آن بتوانیم به مطلوبات خود دست پیدا کنیم.
در طول این مدت با واکنش های متفاوتی مواجه شدیم، ابراز محبتها، راهنماییها و بعضا نامهربانی ها.
از تعاریف به خود مغرور نشدیم، از انتقادات سازنده استقبال کردیم و به بی مهری ها و تهمتها و ناسزاها عکس العملی نشان ندادیم، تلاشمان بر دوری از هرگونه اصطکاک و پرهیز از هر نوع جدل بی مورد بود، چرا که اعتقادمان همواره بر این است که دانشجویان باید در کنار هم باشند نه در مقابل هم.
امیدواریم بتوانیم با کمک شما دوستان با تقویت نقاط قوت و پوشش نقاط ضعف به نقطه مطلوب برسیم.
شبهای هجر را گذراندیم و زنده ایم مارا به سخت جانی خود این گمان نبود
دویتان برای اینکه بیشتر با فضای آن دور روز آشنا شوید و برای شنیدن حرفهایی که بین دانشجویان و مسئولین رد و بدل شد تصمیم گرفتم که صحبتهای دکتر عدل پرور و دکتر دانش شهرکی را برای دانلود در اختیار شما دوستان قرار بدهم. امیدوارم لذت ببرید. متشکرم![]()
دکتر عدل پرور 1 دکتر عدل پرور2 دکتر عدل پرور 3 دکتر دانش شهرکی
در سالروز حماسه ۱۳آذر و برای یادآوری هرچه باشکوهتر این اتفاق زیبا تعدادی از عکسها و تصاویر منتشر نشده از این رویداد غرورآفرین را به شما تقدیم می کنیم. امیدواریم مورد پسند شما دوستان قرار بگیرد. متشکرم.
برای دیدن تصاویر به ادامه مطلب بروید.
با تشکر از مدیر گروهمون شروع میکنم به خاطر اساتید خوبی که این ترم داریم
اما چرا کاری نمیکنن که این اساتید فرار نکنن و بمونن
چرا حداقل امکانات برای استاد فراهم نیست
دیروز برای درسی که استفاده از اسلایدهای استاد لازمه ویدئو پروژکتور سر کلاس نبود
و استاد خودشون به بلوک 15 رفتن تا ویدئوپروژکتور رو بیارن اما این کارشون هم بی نتیجه موند .
حالا که بعد از چند ترمم از استادها راضی هستیم چرا اون ها رو فراری میدین!؟
و باز هم دیروز و یه ماجرای دیگه...
ساعت ۷ بعد از ظهر.
یکی از اساتید جدید در سایت کلاس داشتن و مشغول توضیح برای بچه ها بودن که مسئول سایت به استاد میگن تمومش کنین میخوایم در سایت رو ببندیم بچه ها به مسئول سایت میگن کلید رو بدین ما بعد اون رو تحویل نگهبانی میدیم که ایشون میگن به من ایراد میگیرن و من این کار رو نمیکنم همین موقع استاد با عصبانیت از سایت بیرون میان و میگن پس من استاد کشکم !
بعد استادی که اصلا ساعت استراحت نداره و تمام وقتش رو به دانشجوها میده حاضر نمیشه صبر کنه و جواب بچه ها رو بده و به مسئول حضور و غیاب میگن که شما که میاین جلوی کلاس و برای استاد حضوری میزنین چرا این رفتار رو با استاد دارین و فکری به حال وضعیت موجود نمیکنین.
بعد استاد بچه ها رو صدا میکنن و وسط حیاط جواب سوالای بچه ها رو میدن .
اندر مضرات جلسات پرسش و پاسخ
آن محفل بی فایده، آن جلسه بی بازده، آن مریدان از دستش خسته، آن فحش به مریدان به طور سربسته، آن تف سر بالا، آن هیچ سودی نداشته تا حالا، آن سرگرمی دانشجو، آن هیچ کسی نگرفته نتیجه از او، آن پیش مریدان سیاه رخ، مایه ننگنا جلسه پرسش و پاسخ _لعنت الله علیه_ وسیله مکر مسئولان بود و برای آنان میدان جولان بود.
هنگامه تولدش بر راوی نامعلوم است لیک آن لحظه شوم پیش ما محکوم است چرا که از اوی هیچ خیری ندیدیم و هرچه کشیدیم از اوی کشیدیم.
اول بارش در دانشکده فنی در سنه 1384 دیده شد و کلاهی گشاد بر سر مریدان گذاشته شد. این جایگاه دروغ پراکنی مدیران و این سوپاپ اطمینان برای مریدان بسیار در نظر رئیس بزرگ جلوه کرد تا آنجا که هر ترم یکی دو بار این نسخه را تجویز می کرد و چاقوی خود را تیز می کرد.
این ننگ بزرگ در کل جامعة القم نیز مورد توجه مسئولان قرار گرفت و کل المسئولین اجمعین نه تنها از او غمی نداشتند بلکه وی را بسیار مفید می پنداشتند، که خروش معترضان می خوابانید و حرارتشان سرد می گردانید.
این کمترین هیچ نفعی از این جلسات ندیدم و ثمری از شجره منحوس آن نچیدم و جای آن دارد که مریدان نورسیده و نوردیده این ره پیش نگیرند، که جز سرخوردگی نبینند و از آغاز طریق صواب گزینند، که طریق صواب همان مطالبه حقوق حقه است، هرکس فی نفسه بدان همت گمارد و این اندیشه در خود بپروراند که:(( الجامعة کلها للمتعلمون، لا للمسولین و الاستادین و الکارمندین، کلهم فی الخدمت الدانشجو و حیاتم قائم بحیاتنا)) ( ترجمه: خلاصه این که دانشگاه مال دانشجو نه بقیه اونها وجودشون در گرو وجود ما است).
مخلص:(( کلنا مسئول فی الاحقاق الحق )).
عجب اوضاع مسخره و تهوع آوری شده. واقعا که افتضاحه، فاجعست. حتی نمی خواهند اجازه بدهند بچه ها یک روز توی سال هم احساس دانشجو بودن بکنند. بله دیگه وقتی برگزاری مراسم شانزده آذر رو می دهند به بسیج معنیش همینه دیگه. مثل سال پیش، روز شانزده آذر رو تبدیل می کنند به یک مراسم مسخره با گروه تئاتر، حتما امسال شعبده باز می آورند. می دونید من به این نتیجه رسیدم که مسئولین دانشگاه ما کارشون رو خیلی خوب بلدند. خوب دارند روح دانشجو رو می کشند. خدا بگم چی کارشون بکنه. به نظرم می آد باید بریم توی مراسم و حرفامون رو بزنیم و نذاریم به هدف کثیفشون برسن.
|
|