|
یار دبستانی
|
||
سلام
امروز یه اتفاق جالبی تو دانشگاه افتاد:امروز صبح که وارد دانشگاه شدم چند تا از بچه ها رو دیدم که منتظر مینی بوس وایسادن بعد از چند دقیقه(17 یا 18 دقیقه ) مینی بوس کرم رنگ اومد همه با خوشحالی سوار شدیم خب حتما میگید این که دیگه اتفاق جالبی نیست ،صبرکنید عرض می کنم .خلاصه همه منتظر بودیم تا با سرعت و قدرت سر کلاس حاضر شیم اما یه دفه مینی بوس خاموش شد اول فکر کردیم نقص فنیه ولی بعد صدای راننده از میون انبوه بچه ها که سرپا وایساده بودن بلند شد: که این مسئوله نقلیه است(اشاره به شخصی که در میدون ورودی وایساده بود کرد) برید بهش بگید من اضافه بر صندلیها مسافر سوار نمی کنم اگه می خواید راه بیفتم باید اضافیا پیاده شن اینجا بود که یکی از بچه ها گفت مگه می خوایم سوار تو بشیم ؟ و..... خلاصه چند لحظه درگیری لفظی و بعد یه صدایه نتراشیده و نخراشیده از ته ماشین بلند شد : آقا جان مولا اضافیا پیاده شن می خوایم برسیم به کلاس!!! آقا منو میگی اصلا هنگ کردم آخه یکی نیست بهش بگه مولا بزنه تو کمرت مگه این بیچارهها(اضافیا) چه گناهی کردن که باید پیاده شن اینام فقط می خوان مثله تو برن سر کلاسشون .
و بالاخره اضافیا پیاده شدن. از این جریان چندتا نتیجه جالب میشه گرفت:
اول اینکه هر دم از این باغ بری میرسد : حالا گرفتن ماشین دانشجوهها کم بود دیگه نمیذارن اضافه بر ظرفیت مینی بوسها کسی سوار شه!!
دوم اینکه دمه بعضی از دانشجوها گرم راه حل مشکل رو سرکوب جبهه خودی میدونن به جای اینکه به راننده اعتراض کنن از بچه ها میخوان پیاده شن
خوشبختانه به دنبال گسترده بودن جمعيت فداکار و جان نثار حراست هر يک از مسئولين در قبال رفتار دانشجويان احساس مسئوليت مي کنند.
در يک اتفاق باور نکردني
امروز ظهر شاهد بوديم که جمعي از دانشجويان دختر دانشگاه توسط يکي از کارمندان که همگي، ايشان را در پست نامه رسان مي شناسند مورد مؤاخذه قرار گرفتند جالب تر اينکه از دانشجويان نامبرده درخواست تحويل کارت دانشجويي کردند و آنها را تهديد به مقابله با حراست کردند اما اين دانشجويان غيور پا پس نکشيده و همچنان از نشان دادن کارت دانشجويي به فرد غير مسئول!!! طفره رفتند.
جالب است بدانيد اين فرد مورد نظر دمپايي پوش تخلف اين دانشجويان را خنديدن در فضاي آزاد عنوان کردند
ايشان همچنين اضافه فرمودند که چون از اين مکان اساتيد و ميني بوس ها
عبور میکنند کسي حق ندارد طوري صحبت کند که صدايش بيشتر از شعاع يک متر را پوشش دهد.
در پايان باز هم از کارمندان غيور دانشگاه قم سپاسگذاريم که همه گونه همکاري را (حتي در سمت نامه رساني) با حراست عزيز و دوست داشتني انجام مي دهند.![]()
همه اين تصاوير توسط يکي از دانشجويان زحمتکش تصوير برداري شده که در صورت تمايل در اختيار دوستان قرار خواهد گرفت![]()
حتما برای شما هم پیش اومده که یکی از عناصر حراست به هر دلیلی با شما هم صحبت بشه. هر کسی در دانشگاه حضور اونها رو به خوبی حس می کنه. این موضوع برای شما اصلا تعجب برانگیز نخواهد بود وقتی بدونید حراست دانشگاه با داشتن بیش از 70 نیرو، بیشترین کارمند را در بین کارکنان دانشگاه به خودش اختصاص داده. حالا این سوال برای دانشجویان پیش می آید که این همه لباس آبی برای چه منظوری در دانشگاه حضور دارند؟؟؟ مسئولین دانشگاه از چه چیزی این طور محافظت می کنند؟؟؟ و آیا اصلا حضور لباس آبی ها برای محافظت از چیز خاصی تا این حد گسترده است؟؟
حتما دوستان خبر سرقت از سایت دانشگاه را شنیدند. این موضوع برای من بسیار جالب و در عین حال تعجب برانگیز بود!!. نهادی در دانشگاه با این مقدار نیروی انسانی و امکاناتی که کم و بیش خبرهایی در مورد اون می شنویم نتوانسته مانع سرقت از جایی بشه که اتفاقا مامورین حراست در یک قدمی اون در حال کشیک هستند؟؟؟؟!!
این موضوع دو احتمال را به ذهن متبادر می کند: اول اینکه نیروهای حراست توانایی ممانعت از یک سرقت ساده را ندارند!! و دوم اینکه اصولا وظیفه ای دیگر برای این افراد در دانشگاه قم تعریف شده است!!!! احتمال نخست با سابقه درخشانی که همه دانشجویان دانشگاه قم از لباس آبی ها دارند اصولا منتفی است و اما احتمال دوم که باز به سبب رفتار نیروهای حراست تقویت خواهد شد، منطقی به نظر می رسد.
به نظر من نیروهای حراست برای محافظت از فضای بسته و خفقان موجود در دانشگاه قم به استخدام درآمده اند و وظیفه اصلی این نیروها سرکوب هرگونه دگرخواهی در دانشگاه به هر شکل ممکن آن است، حتی اگر این دگرخواهی قدم زدن در بلوار دانشگاه برای دختران باشد و یا ایستادن در جایی خلاف خواسته آنان برای پسران.
دوستان حال که آنان با این اعمال خود، در جهت کشتن روح دانشجو هستند، بیاییم با این خواسته آنان تا آنجا که می توانیم مبارزه کنیم و در کمترین تلاش برای دگرخواهی، آنان را برای رسیدن به مقصود ننگینشان به زحمت بیندازیم. به قول دوست خوبم بیایید نه گفتن را بیاموزیم ((نه ،نه ،نه)) متشکرم![]()
حراست دانشگاه قم برای تکمیل کادر خود اقدام به استخدام تعداد نامحدودی نیرو می کند. شرایط استخدام نیروهای حراست دانشگاه به این شرح اعلام می شود:
_ داشتن ویژگی های بدنی مناسب و اندامی موزون( داشتن مقام در مسابقات رزمی امتیاز مثبت دارد).
_داشتن سو سابقه در مراجع قضایی ( ترجیحا به جرم ضرب و شتم جوانان دارای پرونده باشند).
_متقاضیان نباید سابقه کار در محیط های دانشگاهی داشته باشند و ترجیحا در زندان کار کرده باشند.
_متقاضیان باید دارای لهجه باشند و ترجیها به زبان فارسی مسلط نباشند.
_متقاضیان باید کاملا زبان نفهم باشند هیچ گونه منطقی را قبول نکنند.
_متقاضیان باید ناموس پرست باشند و تا بتوانند از ناموس شیعه در مقابل اشرار دانشجو دفاع کنند.
_متقاضیان باید برای استخدام گواهی عدم تعادل روحی و روانی از پزشک معتبر ارائه کنند.
_تر جیحا متقاضیان دارای چهره دهشتناک باشند ( این مورد امتیاز مثبت دارد)
علاقه مندان برای کسب اطلاعات بیشتر به اداره ناموس پرستی( حراست ) دانشگاه قم مراجعه کنند.
پرسیدم چی شده؟ گفت نهاد و بسیج تا آخر آذر ماه سالن ها را در روزهای دوشنبه و سه شنبه (بهترین روزهای هفته که بهترین استقبال ها در آنها می شود) رزرو کرده اند و این در حالی است که بچه های فعال در کانون ها برنامه های بسیاری را ترتیب داده بودند از جمله هماهنگی برای حضور:
-آقای سیامک گلشیری جهت روز بزرگداشت هوشنگ گلشیری
-آقای علی معلم جهت برنامه نقد شعر و روز بزرگداشت مولوی
-آقای مهدی فخیم زاده(کارگردان و بازیگر) جهت تجلیل از هنرمندان
-آقای محمدحسین لطیفی(کارگردان و بازیگر) جهت اکران فیلم و تجلیل از هنرمندان
که بنا برجریان پیش آمده،تمام برنامه ها و تلاش های بچه ها به باد رفته خواهد بود.
برای اعتراض به این طرز برنامه ریزی ابتدا به نهاد مراجعه کردیم که باز هم حاج آقا راغبی تشریف نداشتند. بعد از آن رفتیم بسیج تا آقای رحمدل(مسئول بسیج دانشجوی) را ببینیم که خوشبختانه ایشون حضور داشتند. پس از اعلام اعتراض خود به آقای رحمدل،ایشون اینطور جواب دادند:
"دو سال بود که امور فرهنگی تمام وقتها را می گرفت و بعد هم با کلی منت یک وقتی را برای ما خالی می کردند و به بسیج می دادند؛ حالا ما می خواهیم جبران کنیم، بروید به راونجی هم بگویید"
دوستان فرضا که امور فرهنگی با بسیج چنین برخوردی کرده است(که این برخورد مورد تایید هیچ کدام از دانشجویان نیست) اما این چه اتباطی با فعالین کانون ها دارد؟ یعنی چون مسئولین با بسیج چنین برخوردی داشته، دود آن باید به چشم دانشجویان فعال در کانون ها و در نتیجه همه دانشجویان برود؟
اعتراض دیگر ما به پخش بدون هماهنگی فیلم از سوی بسیج بود که در این مورد آقای رحمدل قانع شد و قول داد که از این به بعد این گونه فعالیت ها که در حوزه کانون هایی چون فیلم عکس می گنجد را با هماهنگی قبلی برگزار کنند.
به هر حال اولین بارنیست که دانشجویان دانشگاه قم قربانی جنگ قدرت (میان مدعیان آن در دانشگاه) می شوند . اما سوال این است که تا کی این جریان باید ادامه داشته باشد؟ و آیا راهی عملی برای برون رفت از این جریان وجود دارد؟
دلا به سوک نشین در عزای حضرت صادق
زدیده اشک بریز از برای حضرت صادق
جهان دانش و بینش که هست ریشه عظمش
زفیض منبع علم خدای حضرت صادق
شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت حضرت امام صادق علیه السلام تسلیت باد.
هجوم ابر سیاه نگاه او مرا به فکر فرو برد که از چه رو
به من آنچنان می نگرد
و خار زجر زبانش قلب مرا داد خراش
و راز تنهاییم شد فاش
چرا چنین شده است؟؟ چرا پسمانده های دیار
همزبانان مرد اول
این چنین همه جا روئیده اند
لباس میش پوشیده اند
در نابودی روحمان کوشیده اند
روح من نخواهد مرد
ولی آیا روح تو، او، شما... نمی میرد؟
عشق این بهانه را از ما نمی پذیرد.![]()
سلامي گرم به تمامي دانشجوهاي دانشگاه قم البته از نوع فعالش.
اين همه از انجمن اسلامي و تاريخچه تولد و مرگ و علت انحلالش گفتيد اما يك بار نگفتيد كه براي راه اندازي مجدد انجمن چه فعاليتي انجام داديد كه به ثمر نرسيده. چه پيشنهادي داديد كه با مخالفت مواجه شده. كدام مطالبه سركوب شده. اصلا مطالبات شما در اين مورد چيست؟ اينكه فقط اسمي از انجمن اسلامي برده بشه و نشان دادن موافقت با آن صرفا كافي نيست. مهم اينه كه ابتدا تمام مشكلات و موانعي كه در اين راه وجود داره شناسايي كنيم و بعد از تعيين به رفع اون ها بپردازيم. آيا تاحالا كسي به بيان اين مشكلات پرداخته. وقتي مشخص بشه چه مانعي بر سر راهه هر كسي تلاششو جهت مي ده تا اونو برطرف كنه. لطفا توسط دوستان مطلع، طي يك پست مستقل يا در قسمت نظرات به تمام سوالات مطروحه در اين پست پاسخ داده شود و موانع و مطالبات مفصلا تبیین شود همچنين به سابقه فعاليت هاي انجمن در واحد خواهران (در صورت وجود) هم اشاره شود.
به نام خدا
حتما دوستان میدونن که عنوان این مطلب از سروده های دکتر قیصر امین پوره و همگی دوستان در جریان درگذشت ایشون هستند و حتما مطالب زیادی در باره ایشون در طول این چند روز خوندید و یا شنیدید که همگی هم از نظر ادبی در سطح بالایی بودند من حیفم اومد که ما هم در وبلاگمون در باره ایشون چیزی ننویسیم و از ایشون در وبلاگمون یادی نکنیم از طرفی چون خودم رو در حدی نمیبینم که بتونم حق مطلب رو ادا کنم فقط به عنوان یادی از ایشون به ذکر یک بیت از شعرهاشون اکتفا می کنم:
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم مگر به شیوه دیگر مجاب کنید مرا
سیر انجمن اسلامی از تشکیل تا بن بست
در سال 80 که ديگر دانشگاهها شاهد رکود نسبي فعاليتها و تحرکات سياسي بودند اولين تشکل سياسي با نام انجمن اسلامي دانشجويان در دانشگاه قم افتتاح شد .
اما اندکي پس از شروع به کار انجمن اسلامي اين تشکل با مشکلات مختلفي روبرو گرديد که مهمترين آنها عدم موافقت مسئولين دانشگاه با فعاليت هاي انجمن بود . در اين مرحله مسئول نهاد که عضو هيئت نظارت بود از دانشگاه رفته بود و نماينده وزير نيز حضوري فعال و مستمر نداشت و از وي براي تشکيل جلسات هيئت نظارت دعوت جدي صورت نمي گرفت . در نتيجه موافقت يا مخالفت با فعاليتها تنها وابسته به نظر رياست دانشگاه بود . هنگامي که شوراي مرکزي دوم کار خود را آغاز نمود بسياري با اين تصور که ترکيب جديد شورا هماهنگ با مسئولين دانشگاه بوده، ارتباط خوبي با آنها دارند اميد داشتند تا انجمن به راحتي و به دور ازهرمشکل و دردسري به فعاليت بپردازد.
ضعف و خودسري مسئول مربوطه ،درانجام وظايفش ، مخالفتهاي غير منطقي و بدون استدلال با فعاليتها، نشستها وسخنرانيها وصادرنشدن مجوزبراي برنامه ها وجلسات مختلف انجمن وتبعيضهاي آشکار ميان اين تشکل و بخشهاي ديگر موارد متعددي بود که به هيچ عنوان نمي شد آنها را ناديده گرفت.
بالاخره دولت شوراي مرکزي دوم هم به سر آمد و در ارديبهشت 82 شوراي سوم تشکيل شد به اين اميد که نيروهاي تازه نفس با رويکردي جديد از آغاز مهر حرکتي نوين و رو به رشد را در محيط خموده و راکد دانشگاه ايجاد نمايند . اما متاسفانه اين بارحتي برگزاري کلاسهاي آموزشي سياسي که پيش از اين به راحتي انجام مي شد با معضل روبرو شد. مخالفت با جلسه بررسي پروتکل الحاقي تا آخرين ساعات، مخالفت با برگزاري تريبون آزاد دانشجويي، عدم تحويل فيلم مراسم 16 آذر و مراسم سخنراني کانديداهاي انتخابات مجلس و...از اين دست است .
از سوي ديگر ضعف اساسنامه انجمن اسلامي چيزي بود که ذهن گردانندگان انجمن را از همان زمان شروع به کار انجمن به خود مشغول ساخته بود.انجمن اقدام به برگزاري نشست شوراي عمومي نمود.دراين نشست اعضاي هيئت رئيسه انتخاب شدند و تغييراتي در جهت اصلاح اساسنامه و تعيين ساختار مطلوب تشکيلاتي انجمن با توجه به شرايط دانشگاه تصويب شد. در آغاز ارديبهشت 83 نشست بعدي شوراي عمومي انجمن تشکيل شد و تغييراتي ديگردرهمان راستا به تصويب شورا رسيد. در اين بين برخي افراد لغو عضويت شده که در مهلت مقرر به لغو عضويت خود اعتراض نکرده بودند قصد اخلال در برگزاري اين نشست را داشتند که موفق نشدند . در همين حال انجمن طي مکاتبه اي از هيئت نظارت خواست تا ضمن تاييد نهايي تغييرات اساسنامه با برگزاري انتخابات شوراي مرکزي در اواخر ارديبهشت موافقت نمايد .
اعتراضهاي غير منطقي از سوي گروهي کوچک ظاهرا بهانه مناسبي بود تا بعضي از مسئولين که از ديرباز ميلي به تشکيل انجمن اسلامي نداشت، فعاليتهاي انجمن را به حالت تعليق درآورد.
نهايت آنکه سابقه بسيار تاريک مجموعه دانشگاه در عدم همکاري با انجمن در هر سه دوره شورا ي مرکزي و کارشکني و سنگ اندازي در طي مسير آن و تخلفات گسترده و مکرر از مقررات مربوط و ... اينها همه و همه باعث شد تا:
دست اندرکاران انجمن اسلامي به اين نتيجه برسند که با اين شرايط عملا انجمن توان ادامه راه خود بنابر وظايف، رسالتها،آرمانها و وعده هاي داده شده به دانشجويان را ندارد.
راستش این مطلب در مورد صحبت آقای الهام تو دانشگاه شاهد هست . راستش قرار بوده آقای الهام در مورد موضوع دیگه ای صحبت کنند ولی نمیدونم چی شده که بین حرف هاشون اینو گفتن :
الهام با بیان اینكه طرح گفتگوی تمدن ها از موضعی انفعالی و ارتباطات منفعلانه، به نوعی منتهی به كرنش در برابر نظام سلطه بود، تصریح كرد: ارتباطات بعد از ماجرای طرح گفتگوی تمدن ها نیز به گونهای بود كه در برابر نظام سلطه آمریكایی گردن كج كردیم و نتیجه این مواضع منفعلانه این شد كه از سوی آمریكا به عنوان محور شرارت نیز معرفی شدیم و پس از آن نیز تهدیدات و شرارت های آمریكا در منطقه و علیه نظام جمهوری اسلامی ایجاد شد.
البته تو سایت ها کل سخنرانی رو نوشتن می تونید برید بخونین . ولی من می خوام در مورد این جمله بالا بگم که باعث جنجال شده . البته این رو هم بگم که تو بعضی از روزنامه ها عنوان مطلب این بود . حمله به ایده اصلی خاتمی
حالا سوال من اینه . چرا ؟ مگه این ایده چه مشکلی داره ؟ همه دنیا که از این ایده استقبال کردن .
ضرب و شتم شاخ و دم ندارد
توهین پیدا و گم ندارد
آنکه تو را زشت می خواند
ناچیز می شمارد ضارب نیست؟؟
آنکه عزتت بر زمین می کشاند
بر قلبت تیری می نشاند ظالم نیست؟؟
روحم زخمی شده روحمان زخمی شده
زخم روحمان جانمان می فرساید
روانمان می پژمراند
بر زخم روحمان مرهمی بگذار ای یار مرهم بگذار![]()
سلام به همه ی یاران دبستانی
از همه ی دوستانی که لطف دارند و به وبلاگ ما سر می زنند تشکر می کنم.
دوستان من از همتون یک خواهش دارم و امیدوارم به عنوان دوستتون روی من رو زمین نیندازید.
از همتون عاحزانه تقاضا دارم نظراتتون در جهت ارائه راهکار، برای یک حرکت اساسی باشه، چون اصولا ما برای این اینجاییم که یک مشکلی رو حل کنیم، نه مشکلات رو بیشتر کنیم. لطفا از این به بعد در این وبلاگ در مورد هیچ شخص خاصی نظر ندهید. چون خدایی ناکرده به شخصیت افراد توهین خواهد شد. باز هم متشکرم ![]()
یه گزارش کوتاه از نشست دانشجویان کارشناسی ارشد IT با مسئولین :

-کارت دانشجویی برای بچه های ارشد صادر نشده و جناب عدل پرور از این موضوع بی اطلاع بودن.
-مهندس هانی گفتن بودجه ای معادل 200 میلیون تومان به گروه کامپیوتر اختصاص داده شده.
- دکتر علیخانی:" برای اینکه خاطرتون راحت باشه در دانشگاه هر آنچه که معقول و منطقی باشد مطمئن باشید انجام دادنی هست و ما انجام میدهیم."
- دکتر علیخانی فرمودن دیروز برای ملاقات با معاون وزیر ماشین در اختیار من نبوده و با ماشین تا میدان 72 تن و با اتوبوس تا تهران رفتم .
- دکتر علیخانی:" مطمئن باشید در این دانشگاه هرگونه نیاز آموزشی،پژوهشی، تحقیقاتی، نیاز منطقی شما باشه مسئولین اون رو فراهم میکنند و مانعی وجود ندارد."
- دکتر علیخانی گفتن تا زمانی که کارشناس برای امور کارشناسی ارشد پیدا بشه و در واقع اجازه استخدام داده بشه یک نماینده از خانم ها و یک نماینده از آقایون با حقوق دانشجویی همکاری کنند.
- دکتر علیخانی:اگر درخواستی آوردید و مخالفت شده حق با شماست. (ولی واقعا نیازهای اولیه دانشکده احتیاج به درخواست داره؟!)
- دکتر علیخانی:حسن طراحی دانشگاه این است که همه چیز گم باشد اگر ما گم شدیم شما ما را پیدا کنید.
- دکتر علیخانی:
مجموعه ای که در دانشگاه هست کاملا خدمتگزار هستند و در کمتر جایی این رو دیدیم.
" هفته آینده با یکی از دانشگاه های مهم خارج از کشور در همین مکان(آمفی تئاتر)نشست داریم و صحبت داریم و گفتگو در رابطه با تبادل استاد و دانشجو داریم(در رشته شهر سازی و معماری)در رابطه با IT هم ممکن است اون مسیری که دیگران چندین ساله رفتن با تفاهم نامه ای که داریم یک شبه طی کنیم و تحصیلات تکمیلی رو ارتقا بدیم
و پروژه های تحقیقاتی انجام بشه."
اگر شما نخواهید حتی اگر ما بخواهیم کاری نمیتوانیم بکنیم پس خواسته هایتان را معقول و کار شناسانه طرح بفرمایین. در خواست باید مکتوب درجایی ثبت شود.
-بچه ها راجع به منابع سوال کردن و درخواست اکانت داشتن: دکتر گفتن شما فقط لیست کتاب به ما بدین داخلی و خارجی ما تهیه میکنیم.
دکتر علیخانی:"مرکز کتابخانه ما از مراکز معتبر و بین المللی قرارداد داره که هر مقاله و هر ژورنالی و هر چه که بخواهید می توانیدFREEدانلود کنید. و دانشگاههای دیکه هم باید از طریق ما عضو یشن"
نکته:دکتر علیخانی افکار پیش پا افتاده بچه ها رو افکار دبیرستانی نام دادن و بچه ها هم در جواب ایشون گفتن که ما محترمانه معترض شدیم و درخواست هایی مثل صندلی و سایت و کامپیوتر افکار بچه گانه و دبیرستانی نیست...
سلام
اینجا نوشتن که فایده نداره، همه پشت کامپیوتر شجاع می شن، یک کاری بکنید دیگه، تا کی می خواهید مشکلات رو بشمرید، یک تحصن راه بندازید دیگه .
اینها حرفهایی که این روزا تو وبلاگ زیاد می شنویم . حالا واقعا ازتون می پرسم چند نفرتون توی تحصن نشریه تارا شرکت کردید؟ چند نفرتون تا آخر تحصن اون روز ایستادید و نماز خوندید؟ چند نفرتون اصلا پیگیر کار مجد و بروجردی شدید؟ اصلا ازشون خبر گرفتید؟ چند نفرتون تا حالا رفتید حقوقتون رو از مسئولین مطالبه کردید؟ چند نفرتون به تضییع حقوقتون اعتراض کردید؟ اصلا تا حالا بهش فکر کردید؟ چند نفرتون به راههای احقاق حقتون فکر کردید؟ بی دروغ چند نفرتون حاضرید توی یک تحصن دیگه شرکت کنید؟ (البته خانمها که هیچی فقط حرف!! کافیه یک پسر یک چیزی بهشون بگه تندی همه معترض می شن یکی نیست بگه بابا دشمن اون طرفه ما خودی هستیم به خدا. حالا خانمها ناراحت نشن ولی ایندفعه دیگه فقط نیایید نگاه کنید و بریدا ). یا شما ها هم مثل بعضی ها که اون روز ما رو مسخره کردند و رفتن نهار بخورن چون فقط به فکر شکمن با ما اونجوری برخورد می کنید؟
یک عده کنار وایستادن و می گن لنگش کن لنگش کن. یک چند نفرم که از مشکلات می گن می گن بابا فایده نداره. حداقل اینها یک نیم قدمی برداشتن و چند وقت یک بار یاد یک عده می اندازن که این مسائلم هست. دوست عزیز صاحب نظر گلم تو چه کردی؟؟؟؟؟؟؟ من چه کردم ؟؟؟ ما چه کردیم؟؟؟
اگه یک تحصن بشه می آیی؟؟؟؟؟ تنها می آیی یا با دوستات؟؟؟ تنها فایده نداره یک پنج شش نفرم راه بنداز بیارا!!!! اگه خودمونی حرف زدم منو می بخشید عزت زیاد
سلام به بر و بچ دانشگاه قم. اولين پستمو مي خوام با يه خبر خوش به همه شما شروع كنم. موضوع پيچيده اي نيست چون قبلا ذهنتون درگير اين مسائل بوده اما شايد از نتيجش بي خبر بوديد كه من با گفتنش همه رو از بلاتكليفي درميارم. و اون خبر خوش از اين قراره كه معاون سياسي- امنيتي استانداري، دانشگاه قم رو از معدود دانشگاه هاي موفق در جداسازي دختر و پسر دونسته و البته بر توانايي آيت الله قاضي در اين عمل دشوار تاكيد و از ان تمجيد كرده. خوب جا داره يه تبريك مخصوص هم من خدمت مسئولين محترم دانشگاه به خاطر زحمات بي دريغشون داشته باشم.
گزارشات از يك منبع آگاه حاكي است كه تصميم مروجين قانون تفكيك جنسيت بر ساخت ساختماني خارج از محل فعلي براي خواهران عزيز بوده تا مثل دانشگاه هايي همچون الزهرا (س) هيچ موجود مذكري رصد نشود كه به دليل عدم كفايت بودجه، انجام چنين تكليفي كه بر همه واجب عيني است به تعويق افتاده است. پيشنهاد مي شود كمك هاي نقدي خود را در اين زمينه به حساب جاري بانيان امر واريز نماييد تا در اين صورت رفع تكليف شرعي شود.
بنابر نقل همان منبع آگاه، در بخشي از دانشگاه مسجدي در حال احداث است كه متوليان ساخت، ادامه حمايت مالي و جاني خود از اين بنا را عدم اختلاط اعلام نموده اند كه براي تخصيص عادلانه اين ساختمان به خواهران و برادران، يكي از كارگران ساختمان سكه اي پرتاب كرده و قرار بر اين شد كه اگر شير بيايد ساختمان به آقايان و اگر خط بيايد به خواهران تعلق گيرد. سكه پرتاب شد اما هنگام سقوط به زمين ميان مصالح ساختماني مفقود گرديد و بدين ترتيب به دليل كمبود بودجه و عدم وجود سكه، طرفين توافق نمودند مسجد در اختيار برادران قرار گيرد.
هم درد، هم مسیر، و گاهی هم صحبت
اگر دهندمان اجازت
تو درد را دیدی، من هم دیدم
تو درد را شنیدی، من هم شنیدم ولی دردمان را بهم نگفتیم
با آرزوی همدلی خفتیم
تیر جفا پیشه گان از قلب من گذشت
بر سینه تو نشست
آه جدای من و تو طرحی نبست
تا کی دیوارهای تنهایی را به دور خود تکمیل می کنیم؟
دردمندی را به خود تحمیل می کنیم
تیشه ای بر می دارم، تیشه ای بردار
دیوار را از میان بردار، ای یار، دیوار را بردار![]()
شاید دیگه از دانشجوهای دانشگاه قم کسی نباشه که به یاد داشته باشه که این دانشگاه انجمن اسلامی داشته، چون احتمالا این دانشجوها فارغ التحصیل شدن . بنابراین من و امثال من که وقتی به این دانشگاه اومدیم دیدیم این دانشگاه انجمن اسلامی نداره حقداریم بدونیم چه اتفاقی افتاده که در انجمن اسلامی این دانشگاه تخته شده؟
در همه دانشگاه ها معمولا 2 تشکل مهم وجود داره یکی بسیج و یکی انجمن اسلامی. دانشگاه ما بسیج دانشجویی داره اتفاقا خیلی هم قوی و فعاله چند نشریه داره و دفتری و دستکی. اما انجمن اسلامی ؟ نه نداریم!
انجمن اسلامی ما جمع شده یعنی جمعش کردن من نمیخوام وارد گذشته بشم که چی بود و کی بود و چی شد ولی این سوال برام مطرحه : یعنی داشتن یه انجمن اسلامی هم خواسته بزرگیه ؟
میدونم که همه موافق داشتن یک چنین تشکلی هستن (همه یعنی دانشجوها) در چند تا ازنظرات همین وبلاگ هم جسته گریخته به این موضوع اشاره شده من فکر کردم شاید قدم اول برای ما تشکیل یک انجمن اسلامی باشه.
دکتر شریعتی : وقتي نميتوني فرياد بزني ناله نکن!! خاموش باش قرن ها ناليدن به کجا انجاميد؟؟... تو محکومي به زندگي کردن تا شاهد مرگ آرزوهاي خودت باشي!
این نظر یکی از خواننده ها تویه یکی از پست ها بود. برام جالب بود و امیدوار کننده بالاخره معلوم شد از خواننده ها مون چند نفر هستند که کمی مطالعه دارند. اما ...
اما وقتی اسم دکترشریعتی رو میبری و به قول اون استناد می کنی باید خیلی مواظب باشی که بتونی منظورش رو اونجور که خودش معتقد بود برسونی . شریعتی مخالف سر سخت بریدن کلام ها اتفاقات و حوادث از جاشون و گذاشتن اونا جای دیگس یعنی همین کاری که شما خواننده محترم انجام دادی این جمله رو از جاش بریدی قبلش رو زدی ، بعدش رو زدی و بعد گذاشتی یه جای دیگه و در نتیجه مفهومی که ازش برداشت میشه 180 درجه با مفهوم واقعیی که شریعتی می خواسته ازش برداشت بشه فرق می کنه .این جمله برای این گفته شده که ناله ها رو تبدیل به فریاد کنه نه اینکه فریادا رو خاموش کنه . اگر بنا به برداشت اینجوری باشه که مخالفای شریعتی 30 سال پیش بد تر از این برداشت کردند و محکوم کردند و بریدن و دوختن و کار به جایی رسید که حتی بعضیا حکم به ارتدادش دادند.
در آخر من مدعی نیستم که همه حرفای شریعتی رو فهمیدم و یا همه رو تایید می کنم یا رد می کنم (اندازه این حرفا نیستم) ولی از مجموع 10 یا 12 کتاب و مقاله ای که ازش خوندم به این نتیجه می رسم که نوشتن جمله بالا از قول شریعتی ،ظلم به شریعتیه!
با سلام ودرود خدمت نویسندگان و خوانندگان وبلاگ
این اولین پست من در این وبلاگ هست اما غرض از این پست :
۱)از کلمه کاربری مهمان استفاده کنم
۲)خوش آمد گویی به بچه های جدیدالورود(خوش اومدیم![]()
)
۳)تشکر از سالمندان وبلاگ بخاطر به وجود آوردن این وبلاگ صمیمی ![]()
۴)تذکر این نکته به نویسندگان و خوانندگان "وبلاگ" که املای صحیح این کلمه weblog هست نه veblog البته منظوری ندارم ا
۵)آخه تو این وبلاگ شکایت کردن فایده ای داشته؟ هیچکی یه فکر اساسی نداره؟یه برنامه ی مشخص یه نقشه ی عملی با در نظر گرفتن همه ی جوانب ![]()
۶)این مورد بر می گرد به جواب شماره ۵ اگه بله پس زود تر بگین تا اجراش کنیم اگه ام نه که این جا چه خبره؟![]()
راستی عنوان پست گولتون نزنه جوابا رو برا صدا و سیما اس ام اس کنین
همین جا جواب بدین ![]()
من کنار تو بودم ، برادرم و خواهرم
من کنار تو بودم، برادرم ! اون روز که تو فقط برای رسیدن به کلاست به سمت سرویس دویدی ولی راننده تو رو به ماشینش راه نداد آخه سرویس پر بود پر از یک خانم و تو به جرم جنسیتت از حقت محروم شدی .
من کنار تو بودم ، خواهرم! اون روز که حق تو رو زیر پا شون له می کردند، اون روز که تو فقط برای انجام کار اداریت به دانشکده ما اومدی و نگهبان آبی پوش دم در دانشکده تورو فقط به جرم جنسیتت راه نداد.و با بی ادبی سرت فریاد کشید و من از دانشجو بودنم شرمنده شدم.
و بعد ظالم گستاخ تر شد...
من کنار تو بودم برادرم وخواهرم! در اون همایشهایی که بعد از تموم شدنشون ماها رو مثل .... از هم جدا می کردند و باز من از دانشجو بودنم و بلکه از انسان بودنم شرمنده شدم .
من کنار تو بودم برادرم و خواهرم ! اونروز که برای پرسش و پاسخ جلسه گذاشتی ولی همه مسئولین تورو مثل بچه نگاه کردن بعضیاشون حتی نیومدن ببینند چی می گی و دردت چیه.
من کنار تو بودم برادرم و خواهرم! وقتی از رئیس دانشکده ات پرسیدی چرا به محل کارش نمیاد با گستاخی گفت همینی که هست می خواید بخواید می خواید نخواید!
من کنار تو بودم برادرم و خواهرم! وقتی فهمیدی که وزیر علوم رو دزدکی به دانشگاه آوردن و بعد دزدکی بردند و ما یک عالمه حرفا مون نگفته موند.
من کنار تو بودم برادرم و خواهرم! وقتی تک نشریه ی امیدمون رو توقیف کردند.
من کنار تو بودم برادرم و خواهرم! وقتی فهمیدی رئیس جمهور به دانشگاهت اومده اما فقط برای استفاده از تالار شیخ مفید برای اجلاس مبلغین!
من کنار تو بودم برادرم و خواهرم! وقتی با رئیس دانشگاهت بعد از 2 سال از آخرین مصاحبه اش مصاحبه کردی ولی اون اصلا منکر وجود مشکلات شد و حتی حاضر نشد به سوالاتت با دقت گوش کنه!
وما ، من و تو با هم بغض کردیم و با هم آه کشیدیم .
من هنوز هم در کنار تو هستم برادرم و خواهرم! اما دیگه مطمئن نیستم بتونم ظلم رو تحمل کنم اونم فقط برای اینکه مدرکم رو بی درد سر بگیرم و برم .
برادرم و خواهرم! حرف آخرم :
ممکنه بتونن سر ما رو بشکنن ولی گردنمون رو نمیتونن خم کنن!
امروز صبح که رفتیم دانشگاه یکی از استادامون گفتن امروز مهمون داریم!
توضیحی دادن که مهمون ها دو تا خانم نروژی هستن که محقق هستن و رشته هاشون الهیات و صلح شناسی هست و اومدن که راجع به وضعیت زنان و دختران ایرانی تحقیق کنن . به خاطر همین یه سری توصیه به ما کردن که راجع به مسائل سیاسی نه سوالی بپرسیم نه سوالی جواب بدیم. بگیم از دانشگاه راضی هستیم و اگر سوال راجع به جدا بودن محیط کردن بگیم این انتخاب خودمون بوده و ....

البته 3 نفر از اساتید گروه های دیگه به همراه استاد خودمون بودن و مواظب حرف زدن ما....

(شرمنده بخاطر کیفیت بد عکس ها)
قبلا از یار دبستانی می خوام که منو ببخشه که این چندمین مطلبه منه که پشت سر هم دارم میذارم و یه کم وبلاگ رو شلوغ کردم.
یاران دبستانی من!
در شکل گیری هر حرکت و یا هر جریان فکری چند تا پیش نیاز باید رعایت بشه تا اصولا چنین جریانی به راه بیافته از مهمترین پیش نیازها میشه به
1- برطرف شدن جهل افراد بوسیله دادن آگاهی 2- همفکری و اتحاد و بعد هم شاید پیروزی
از اونجا که ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم باید روی همین مورد 1 تمرکز کنیم .
خوب ما درچه مرحله ای هستیم؟ من تاحد توان و عقلم وضعیت دانشگاه قم رو در مورد شرط اول (نبود آگاهی) اینجور فهمیدم:
دانشجوها در دانشگاه قم جزء یکی از گروههای زیر قرار می گیرند (البته ممکنه گروههای دیگه ای هم باشند که من تا حالا باهاشون سرو کار نداشتم )
|
|