تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

پیرو مطلب اخیرم در مورد نشریات دانشجویی و قولی که برای پاسخ دادن به برخی سوالات پیرامون این مسئله به شما عزیزان دادم بران شدم که تا پاسخهایی در حد وسع خود به سوالات مذکور بدهم.

اولین سوالی که در مطلبم مطرح شده بود چرایی وضع اسفبار نشریات دانشجویی در دانشگاه بود. البته پاسخ به این سوال مستلزم واکاوی عمیق و تاملی طولانی در مسائل مختلف دانشگاه است که از حوصله و توان این مقاله خارج است پس سعی من عبوری گذرا بر عواملی چند از این موضوع است و تفکر بیشتر را به خود خواننده واگذار خواهم کرد.

بیشک از مهمترین عوامل پدید آمدن این وضع بی انگیزه بودن دانشجویان در پیگیری مسائل فرهنگی دانشگاه است به طوری که شاهد رکود روزافزون فعالیتهای فرهنگی موثر و سازنده در دانشگاه هستیم. اما این بی میلی از کجا نشات می گیرد؟؟

از برخورد سرد مسئولین با فعالیت فرهنگی؟

از مشکلات متعدد بر سر راه کار فرهنگی؟

از هراس مسئولین از طرح انتقادهای احتمالی در نشریات و محافل فرهنگی؟                                    از هراس مسئولین از همسو شدن اهداف دانشجویان در راستای اعتلای عزت دانشجو؟ 

از برخوردهای تندی که با معدود نشریات مستقل شد ؟

از ترس از بیدار شدن حس عدالتخواهی دانشجویان و قرار گرفتن آنان در برابر ظلم؟

از ترس از بیان واقعیات جاری در دانشگاه که به خطر افتادن جایگاه بعضی خواهد انجامید؟

از تفکر خشک و متحجرگونه برخی از نابخردان دانشگاه؟

از شکاف عمیق فکری بین دانشجویان ؟

یا از عدم اختلاط دانشگاه ؟

به نظر شما آیا مورد آخر در به وجود آمدن یا تاثیر عوامل دیگر نقش داشته است؟ شاید در اینجا بعضی از مسئولین بخواهند اتهام قدیمی و نخ نمای اختلاط خواهی  که به صورت یک ترفند برای خاموش کردن انتقادات درآمده را به من نسبت دهند ، مهم نیست ، چرا که هر انسان ذوفکر و دارای اندیشه ای به دور از تعصبات جاهلانه و مغرضانه به صدق و منطقی بودن کلام من پی خواهد برد . تا کی می خواهید برای پاک کردن صورت مسئله به این حیله مسخره متوسل شوید؟ آیا زمان آن نرسیده که در راه غلط و اندیشه های پوسیده خود تجدید نظر کنید و برای اینکه در پیشگاه خداوند متعال شرمنده نشوید به چاره جویی بپردازید .اکنون که در حال نوشتن این مطلب هستم به هزاران استعداد نشکفده ای که می توانست در بستر دانشگاه به فعلیت برسد می اندیشم. به هزاران ایده ای که می توانست در پیشبرد جامعه ما موثر باشد فکر می کنم . به هزاران روح لطیف و پر از احساسی فکر می کنم که در این کویر لم یزرع پژمرد و تبدیل به خارهایی گزنده و مریض گردید. چه کسی مسئول جوانی از دست رفته ماست؟؟؟؟؟

 

آسمان آسوده است از بیقراری های ما     گریه طفلان نمی سوزد دل گهواره را

 

 

ادامه دارد..  متشکرم

 |+| نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 23:58  توسط یار دبستانی  | 

السلام ای عالم اسرار رب‌العالمین                       وارث علم پیمبر فارس میدان دین 

السلام ای نایب پیغمبر آخر زمان                          مقتدای اولین و پیشوای آخرین

ملک دین را پادشاه از نصب سلطان رسل     مصطفی را جانشین از نص قرآن مبین

 |+| نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 21:58  توسط یار دبستانی  | 
 
  بالا