تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

سلام

عکسی که مشاهده می کنید بچه ها را در ورودی سلف در حال جمع کردن امضا بر علیه حکم صادره در مورد دانشجوی مورد بحث نشان می دهد. فعلا از درست یا نادرست بودن این موضوع می گذریم

من در این مدت مطالب زیادی شنیدم  وقتی تمام شنیده هایم رو کنار هم گذاشتم به یک نتایجی رسیدم :

۱- همایشی با تبلیغات فوق العاده زیاد و در هفته خوابگاهها برگزار می شود.

۲- در این همایش یک دانشجو جملاتی را به کار می برد که از طرف همه مورد اعتراض قرار می گیرد.

۳-بعد صحبتهای آقای سعیدیان جلوی ساختمان واحد خواهران درست بعد از همایش:

(( دلیل این مشکلات در کنار هم بودن واحد دختران در کنار پسران هست و دانشگاه باید جدا بشه تا مشلاک حل بشه!!!!ایشون گفتن ما به پسرها میگیم که نیمکت ها رو به کنار بلوار نیارن و به دختران میگیم در بلوار راه نرن تا مشکلی ایجاد نشه، اما گوش نمیدن و این هم نتیجه اش!!!!!!و .......)) . فیض بردیم!!!!

۴- اصلا شما می دانستید این آقایی که توهین کرده دانشجوی تعلیقی بوده!!!!!!

۵-متن ها قبل از همایش توسط مسئول خوابگاهها آقای موسوی کنترل شده بوده و ایشون در جواب این مطلب که چرا جلوی این موضوع رو نگرفته بودید گفتن من معنی این کلمه رو نمی دانستم!!!!!!    

۶-و در آخر از یک منبع موثق که خواست نامش فاش نشود شنیده شد که این دانشجو در قبال انجام چنین کاری قول گرفته تا اخراج نشود و به یک دانشگاه دیگر انتقال پیدا کند.

شما چه فکری می کنید؟   منتظر خبرهای جدید باشید      

 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:36  توسط طوطی  | 

بعد از مدتها این متن رو میزارم چون نمیتونم ساکت بشینم

بیا با هم به ماجرای روز چهارشنبه یه جور دیگه نگاه کنیم و ببینیم واقعا یک نفر مقصر بود .من روز چهارشنبه دانشگاه نبودم ولی وقتی از ماجرا خبر دار شدم برای خودم تاسف خوردم .برای خودم تو و همه کسانی که چشمشون رو بر این ماجرا بستن .واقا متاسف شدم وقتی شنیدم پس از حرکت غیر اخلاقی اون دانشجو بچه ها بجای اینکه یه ریزه مردونگی داشته باشن و بلند بشن و جواب اون شخص رو بدن جو رو به مسخره گرفتن و با اون همراه شدن .بعضی ها به من میگم اگه تو هم بودی با بقیه همراه میشدی . نمیدونم شاید راست میگن ولی اگه این طور باشه خدارو شکر می کنم که اون جا نبودم اما الان در تعجبم چرا بین ما یه مرد پیدا نشد تا جواب مقصرین این ماجرا رو بده  در عوض همه گذاشتن یه دختر بره بالا و به ما یاد آوری کنه که غیرت مردونه داریم .نمیدونم شاید ما از مردونگی ریش و سیبیل و هو کردن دختر رو تو یه جمع رو یاد گرفتیم .ولی جدا مقصر این ماجرا کیه آیا هیچ کس بر متن ها یی که خونده شد نظارت نداشت . اگه نداشته باید مسئول این کار رو هم مقصر بدونیم و اگر هم کسی نظارت داشته ولی به هر دلیلی نادیده گرفته باز این مسئول رو باید مقصر دونست –پس به هر حال یکی از مسئولین دانشگاه نیز مقصره و باید شامل مجازات باشه ولی اون مسئول کیه من نمی دونم شما بگید احتمالا آقای … . ولی من می خوام یه مقصر دیگه هم معرفی کنم و اون ما هستیم (مای نوعی )ما دانشجویی که جو سالن رو به مسخره گرفتم و فراموش کردیم که دانشجو چه جایگاهی داره .  من واقعا متاسفم به خاطر شکسته شدن حرمت ها .پس زشتی کار ما که بعد از حرف اون شخص انجام دادیم بیشتر از زشتی اون حرف نباشه که کمتر نیست و باور کنید که خیلی بیشتره

هدفم از این متن این بود که نشون بدم یه مقصر وجود نداشت بلکه چندی مقصر داشتیم .و بعد از اون یه معذرت خواهی از طرف همه مقصر های دانشجو ( چه دختر و چه پسر ) از همه بچه ها به خاطر شکسته شدن دانشجو و امید وارم یکی از مسئولین مقصر دانشگاه هم غرور رو بزاره کنار و بیاد و معذرت خواهی کنه . که به نظر من بزرگترین مقصر همون مسئوله

اولین نظر این تاپیک رو خودم میدم و فکر میکنم بهترین نظریه که میشه داد

 

                                                                                              با تاسف

                                                                                          امید    ۲۹/۲/۸۶

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 2:11  توسط امید  | 
اینم از حکمی که کمیته انضباطی برای اون دانشجو به دیوار دانشکده ها زده ولی بقیه مقصرین چی میشن

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 2:8  توسط امید  | 

ساعت حدودا 1  روز چهارشنبه به دانشگاه رسيدم با كمال تعجب با تحصن دخترا روبروي در ورودي واحد خواهران مواجه شدم از چند نفر ماجرا رو جويا شدم و شنيدم  كه توسط يك دانشجوي پسر  رشته ادبيات در خواندن خاطرش در جشن خوابگاه هاي دانشجويي گفته شده... اصلا فكرشم نميكردم كه نه تنها در هيچ دانشگاهي بلكه علي الخصوص در دانشگاه قم چنين صحبتايي بشه در آن لحظه احساسي كه در من به وجود اومد باعث  نقل اين مباحث در اين جا شد.يادمان باشد كه اين توهيني اشكار به حريم  همه دختران دانشجو در اين دانشگاه محسوب ميشه و نه فقط انحصارا  يك طبقه خاص .

اين دانشجو چطور اين اجازه رو به خودش داد كه چنين صحبتاي وقيحانه اي رو در آن جمع بگه .مگر ممكن است كه مسئولين همايش  ان هم در دانشگاه قم قبل از برگزاري  نسبت به  بازبيني متوني كه قرار است به عنوان خاطره خوانده شود هيچ اقدامي نكرده باشند.

آيا اين جملات وقيحانه در هتك حرمت دختران قمي  بعد از بازبيني مجددا نوشته شده است  يا نه معلوم نيست.

ميدانيم كه بيماريهايي كه انسان به آن دچار ميشود دو گونه است  مورد اول امراض جسماني و مورد دوم  بيماريهاي روحي   البته بعد از بررسي انجام شده توسط خودم در چرايي چنين اتفاقي در دانشگاه به اين نتيجه رسيدم كه اين جوان عصيان كرده و به اين شكل  خودشو نشون داده  شايد شايد يكي از آن دلايل هم اعتراض به جو موجود در دانشگاه باشه  كسي نيست به اين دانشجو بگويد كه اگر قائل به كنترل  عكس العملهاي خود به  وجه مناسب نيستي و اگر اينقدر توانايي سازگاري با  محيط را نداري و در انديشه دريدن حريم پاك دختران هستي و نميداني چه مباحثي بايد كجا مطرح شود چرا از همان اول  به اينجا قدم گذاشتي و هنوز نفهميدي كه اينجا دانشگاه است نه مكاني براي...اين را بدان كه تو بيشتر از توهين به بقيه خودت را تحقير نموده اي و علنا اعلام كرده اي كه موجودي بس كوچكي كه توانايي مقابله ندارد.

متاسفم كه بعد از اولين و دومين وسومين  بي احترامي در دانشگاهاي شيراز و علم وصنعت و هنر دانشگاه تهران  اكنون بايد در چنين فضايي شاهد توهين  باشيم ميدانم كه اگر بعد از ايجاد حوادث مشابه برخورد مناسبي روي ميداد شايد چنين اتفاقاتي به صورت چند باره تكرار نميشد.

 و اما ميخواهم از منظري فراي اين مباحث به توصيف بعضي مسائل بپردا زم :

در حديثي داريم  كه هر چه به دوره آخر الزمان نزديك تر ميشويم  نگه داشتن ايمان از نگه داشتن گوي اتش در دست هم سخت تر ميشود اگر فقط به همين چند سال اخير و تغيير رفتار و تفكر و عملكرد و پوشش جوانان دقت كنيم به همين نتايج ميرسيم . علت چيست و واقعا پشت پرده چه ميگذرد؟؟؟؟؟

چر ا تقوا امروزه فراموش شده ادم هاست.

متا سفم كه گسترش ابتذال  = با كلاس بودن و فرهنگ داشتن شده است.

چرا سنت رسول اكرم كه در طي احاديث  فراوان به آن پرداخته شده است فراموش شده و يا دارد بسيار ساده از ذهن ها پاك ميشود . عمل به حديث زيباي ثقلين  كجاست پس اهل بيت كجا هستند مگر ما شيعه نيستيم و قرار نيست از اهل بيت پيامبر عظيم الشان اسلام باشيم.

و تاسف عميق تر من از آنجاست كه كه وقتي ميگوييم ان زمان... ميگويند  : با عرف بايد جلو رفت هيچ كسي نيست كه بگويد عرف به چه قيمتي و هر چيزي كه عرف بشود كه خوب نيست.

و اما بشنويم از استعمار فرهنگي كه دشمنان دينمان از اين حربه بيش از بيش استفاده ميكنند در جهت گسترش ابتذال و فساد.

و كجاست ان هوش و ذكاوتي كه بتواند به سادگي متوجه دستاني بشود كه پنهاني  بر روي شانه هاي ما قرار ميگيرد و افكار ما را منحرف ميكند. روي سخنم به تمام همسن و سالان خودم اين است كه:

خواهش ميكنم بفهميد و ياد بگيريد كه سخنان اهل بيت  چنان از استدلال قوي و جذابيت و نورانيت بالا برخوردار است كه عمل به آن دلها را روشنايي ميبخشد كه ديگر جايي براي چنين خزرولاتي باقي نميماند .

خواهش ميكنم كه بر خود سخت بگيريم كه با كلاممان زير سوال ببريم  نه تنها هويت يه عده بلكه فرد به فرد افراد جامعه از دوست گرفته تا انسانهايي كه نميشناسيم.

خواهش ميكنم كه بپذيريم   شخصيت انسانها و توهين به حريم انها گناه بس بزرگي است كه به هيچ عنوان قابل بخشودني نيست و اينقدر در پي كوچك كردن  بقيه نباشيم.

ان فطرت پاكي كه بارها در قرآن گفته شده كه خداوند  در روح بشر به وديعه نهاده سعي در حفظ ان داشته باشيم. و سعي بكنيم  كه استقلال  فرهنگي داشته باشيم علي الخصوص در نوع  بينش و تفكرات خودمان.

  در انتها ميخوانيم  دعاي امام سجاد از صحيفه سجاديه  (دعاي 14) هرگاه ستمي به آن حضرت ميرسيد .

 "اي انكه اخبار شكوه كنندگان بر تو مخفي نيست اي انكه سرگذشت  ستمديدگان نزد تو نيازي به شهادت شاهدان ندارد اي انكه دوران رسيدن ياري تو به ستمديدگان نزديك است اي انكه مددكاريت از ستمگران دور است اي خداي من  تو ميداني از فلاني  فرزند فلاني به من ان رسيده كه از ان نهي فرموده اي و پرده حرمتم را كه بر او  ممنوع ساخته بودي  دريده او از باب  طغيان در نعمتت  و بي اعتنايي به عقابت بر من تاخته است بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست و ستم كننده بر من و دشمنم را با قوت خود از ستم بر من باز دار  و با قدرت خود تندي و برايي اورا بر من بشكن و او را به خودش مشغول دارو در برابر انكه با او به دشمني بر ميخيزد ناتوان ساز و مرا از ارتكاب نظير كارهاي او  حفظ فرما و در حالتي مانند حالت او قرار مده.

 

و ما دانشجويان همه دعا ميكنيم  خدايا داد دل ما را از او بگير و او را به ايمني از كيفرت امتحان منماي تا بر ستم خود اصرار ورزد كه ما از هيچ حاكمي جز تو ياري نميجوييم  .

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 18:28  توسط sprite  | 
سلام به همه ی یاران دبستانی
سر آغاز:
وقتی با هزار امید وآرزو پا توی این دانشگاه گذاشتیم دیدیم دانشگاه اونجایی نیست که فکرش رو می کردیم یا لااقل برای ما اونطوری نبود که می خواستیم.
فکر می کردیم می خواهیم به جایی بریم که قراره یک فصل جدیدی توی زندگیمون باشه.
فکر می کردیم می خواهیم به جایی بریم که بهمون کمک می کنن تا خودمون رو بهتر بشناسیم.
فکر می کردیم می خواهیم به جایی بریم که آدمهای توش با فرهنگ و منطقی هستند.
فکر می کردیم می خواهیم به جایی بریم که برای دانش و دانشجو ارزش قائل هستند.
فکر می کردیم می خواهیم به جایی بریم که جواب حرف منطقی رو با منطق می دهند.
فکر می کردیم می خواهیم به جایی بریم که استاد به دانشجو در طی کردن مسیری که در پیش رو داره کمک می کنه.
حالا که بیشتر فکر می کنم می فهمم که ما فقط فکر می کردیم. فکر می کردیم می خواهیم بریم دانشگاه ولی اشتباه فکر می کردیم.
ما به جایی می رفتیم که فصل جدیدی توی زندگیمون شروع می شد ولی این فصل زمستان بود.
ما به جایی می رفتیم که به آدمها کمک می کردن تا خودشون رو گم کنند.
ما به جایی می رفتیم که آدمهاش نه تنها منطقی نبودند بلعکس نمونه کامل بی مغزی بودند.
ما به جایی می رفتیم که دانشجو بی ارزش ترین موجودی بود که در اونجا شناخته شده بود.
ما به جایی می رفتیم که جواب حرف منطقی رو فقط با پیچاندن می دادند.
ما به جایی می رفتیم که استاد به خودش هم نمی توانست کمک کنه چه برسه به دانشجو!!.
بله ما فهمیدیم داریم می آییم اینجا یعنی دانشگاه قم!!!!.
ولی بالاخره ما به اونجا رفتیم. و داشتیم توی سرمای سرد زمستانش یخ می زدیم که اون دو روز بهاری یخهامون رو آب کرد.
دو روزی که برای ما بهار بود ولی برای بعضی ها زمستان بود.
دو روزی که برای ما مثل رویا بود ولی برای بعضی ها مثل کابوس بود.
دو روزی که برای ما مثل عسل شیرین بود ولی برای بعضی ها مثل زهر مار بود.
دو روزی که برای ما سزیع گذشت ولی برای بعضی ها خیلی کند گذشت.
دو روزی که هم برای ما هم برای بعضی ها یک سرآغاز بود برای ما سرآغاز روییدن و برای
بعضی ها سرآغاز خشکیدن.
توی اون زمستان بعضی از بچه ها یک بیماری گرفتن که خیلی خطرناک و مسری بود. تجمع توانست بعضی ها رو درمان کنه ولی بعضی ها هم هنوز مریض هستند. اگه عمری باشه می خواهم از اون بیماری بگم .پس منتظر باشید. متشکرم
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 0:15  توسط یار دبستانی  | 

با اجازه ی مدیر وبلاگ

بچه ها اونهایی که موافقن بعد از همایش روز چهارشنبه ی هفته ی بعد

(تجارت الکترونیک) در تالار شیخ مفید تحصن کنیم و بعد از

اتمام همایش سالن رو ترک نکنیم نظر خودشون رو بگن.

از متحصنین ۱۳ آذر

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 21:56  توسط مهمان  | 

سلام.به بچه های کادر اجرایی مسابقه و استاد خوبمون استاد دیانت خسته نباشید می گم ، البته مهندس هانی و جناب عبدالکریمی هم کم نذاشتن.

حالا یکم از امکانات زیاد وهمیاری زیاد مسئولین دانشگاه می خوام بگم.

-دوشنبه صبح:

خبر رسید که شبکه دانشگاه (البته واحد خواهران:Dدچار مشکل شده وکلا قطع شده.برای ارسال جوابهای مسابقه به هیئت داوران حتما باید سیستم ها شبکه باشه .حالا بیا و درستش کن.

حالا مقصر کیــــــــــــــــــــــــه؟؟؟؟!!!!!

مقصر فقط و فقط موش های دانشگاهن چرا که چند وقت یکبار هوس میکنن از سیستم شبکه دانشگاه تغذیه کنن ;)

مسئولای اجرایی مسابقه به هر دری زدن ،چون این بار مسابقه در سطح قم بود و شرایط سخت ترو ما هم که همین طوری مضحکه خاص و عام هستیم پس باید آبرو داری میکردن.

حالا با این شرایط چی کار باید کرد .پیشنهاد های اولیه به این صورت بود که یه فولدر ساخته بشه و اطلاعات اون به صورت shareشده در اختیار هیئت داوران قرار بگیره اما من نمیدونم به نظرشون نرسید با این روش همه میتونن از اطلاعات هم استفاده کنن.حالا پیشنهاد دوم مطرح شد که مسابقه در سایت واحد برادارن برگذار بشه. این دفعه بچه ها به این شکل در اومدن

-چهار شنبه صبح:

تصویب شد که مسابقه در واحد برادران برگزار بشه و تا ظهر تصمیم همین بود.ساعت 1:45 تماس گرفتن و گفتن برنامه کتسل شد و سایت واحد خواهران باید آماده بشه.

-ظهر چهارشنبه:

دکتر دیانت و آقای عبدالکریمی برنامه ها رو روی سیستم های واحد برادران و بچه ها هم در سیستم های سایت خودمون نصب کردن.با اینکه کارها داشت انجام میشد اما هنوز تکلیف معلوم نبود ،اگه قرار بود مسابقه واحد برادران انجام بشه باید کیس میرفت اونطرف و اگه قرار بود واحد خودمون باشه پس شبکه چی؟؟؟!!!

-بعد از ظهر چهار شنبه:

تا ساعت بعد از ظهر هنوز هیچی معلوم نبود و بیچاره دکتر دیانت هنوز دانشگاه بودن و گفتن فردا تصمیم میگیریم چی کار کنیم.

-پنج شنبه صبح:

مهندس هانی با مسئول واحد خواهران در حال صحبت-بعد از درخواست مهندس هانی...

مسئول واحد ما:با مسئولیت خودتون به خاطر خسارتهای احتمالی و اینکه حمل و نقل با خودتون باشه ببرین.

همندس هانی هم سیستم ها رو با ماشین خودشون به سایت واحد برادران بردن.

حالا تا اینجا رو داشتین بقیه ماجرا رو ببینین:

حدود یه ماه پیش شایدم بیشتر درخواست طرح سوالات مسابقه رو بچه ها با دکتر فرجامی در میون گذاشتن اما از اونجایی که بچه ها دکتر فرجامی رو میشناختن چه مستقیم و چه با پیغام زمان مسابقه رو به دکتر یادآوری میکردن.بالاخره دکتر فرجامی گفتن روز یکشنبه سوالات رو به مهندس هانی تحویل میدن ولـــــــــــــی...

بالاخره صبح دکتر فرجامی با سوالات تشریف آوردن ولی چه سوالی

معمول مسابقه acm اینه که سوالات انگلیسی باشه ولی دکتر فرجامی سوالایی فارشی و دست نویس  با کلی خط خوردگی آوردن.

 

-ظهر پنج شنبه-ساعت 2:

مسابقه با همه دردسراش تموم شد.

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 1:12  توسط evil  | 

 سلام                                                       

خبرجدید اینکه چند روز که نظر سنجی در مورد اساتید مهندسی عمران به ابتکار انجمن مهندسی عمران شروع شده.این نظر سنجی تماما دانشجویی می باشد. و قرار نتایجش منتشر بشه. به نظرم کار جالبیه نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟ 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:9  توسط طوطی  | 
 

 

به نظرتون برگزار نشدن همایش  "اخراجی ها"

عمدی بود یا واقعا برای خود آقای ده نمکی

مشکلی پیش اومده بود!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 0:45  توسط evil  | 
 
  بالا