تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

سلام به همه ی یاران دبستانی

مطلبی که در تاپیک تظلم قولش را به شما داده بودم در مورد ضرب و شتم یکی از دانشجویان رشته ی مهندسی صنایع به دست یکی از کارمندان دانشگاه را در این مطلب می خوانید.من چون در لحظه حادثه حضور نداشتم و حتی این ماجرا را با چند روز تاخیر شنیدم ترجیح دادم شرح داستان را از زبان یکی از شاهدان که در نشریه تارا منعکس شده بود برای شما نقل کنم.

این ماجرا بدون هیچگونه تصرفی از نشریه تارا نقل می شود تا شاید ادای دینی باشد از طرف من به یکی از هم دانشگاهی ها که مورد ظلم واقع شد. متشکرم

 

ضرب و شتم دانشجو و فحاشی در دانشگاه(؟) قم

از ابتدا:

ماجرا در هفته ی پایانی سال 1384 اتفاق افتاد.سه تن از دانشجویان رشته ی صنایع به قصد دیدن آقای.... مسئول تیم روباتیک دانشگاه به سمت ... واقع در ساختمان اداری می روند.داخل...دانشجویان دختر کلاس داشته اند. دانشجوها از دم در صدا می زنند که جوابی نمی آید.بعد از چند لحظه آقای ش مسئول... از دفترش بیرون می آید.یکی از دانشجویان در صحبت با آقای ش. با لحنی که مقتضی سن و موقعیت اوست به او می گوید:چیه عزیز؟بی خبر از اینکه قرار است اینجا چگونه جواب شیطنتهای ساده و جوانانه را بدهند!

ماجرا آغاز می شود:

طبق گفته ی شاهدان آقای ش.دست دانشجو را می گیرد و با داد و فریاد به اتاقش می برد در اتاق همسر آقای ش.(که ظاهرا ایشان هم کارمند دانشگاه است) به همراه یک خانم دیگر حضور داشته اند هر دو را بیرون می کند و دانشجو را به فحش می کشد. دانشجو که می ماند چوب کدام جرم نکرده را می خورد بدون هیچ حرفی از اتاق بیرون می آیدو تنها می گوید اگر برخورد شما قانونی باشد که هیچ اما اگر قانونی نباشدمن پیگیری می کنم.

آقای ش.تاب این حرف را نمی آورد.به دانشجو سیلی می زندو با لگد در را باز می کند و او را به داخل اتاق می کشاندو شروع به ضرب و شتمش می کندو این کارها را در حالی انجام می دهد که رکیک ترین

 فحش ها از دهانش نمی افتد.یکی از دانشجویان که شاهد این اتفاق بوده به سمت اتاق یکی از کارمندان می رودو با بیان اینکه ......را کشت از او می خواهد مداخله کند.با بالا گرفتن صداها و فریادها کارمندانی که در اتاقهای مجاور بودند جمع می شوندو آقای ش.را از دانشجو جدا می کنند.تنها واکنشی که در طول ماجرا از دانشجو شنیده می شود تنها یک جمله است(( مرا خرد نکن)). فراموش نکنید که این اتفاقات در محیطی می افتد که دانشحویان دختر نیز حضور داشته اند.

دادی که ستانده نمی شود:

دانشجو همراه عده ای از شاهدان به سمت اتاق حراست دانشگاه می روند تا مسئولین دانشگاه را از بیدادی که رفته آگاه و مطالبه ی حق کنند.در اثنای صحبت دانشجویان با آقای سعیدیان مسئول حراست دانشگاه آقای ش. وارد اتاق حراست می شود و عنوان می کند که دانشجو به همسر او تنه زده است؟!؟؟ و او اختیار خود را از دست داده است. دلیلی که دانشجویان شاهد ماجرا تاییدش نمی کنند و به نظر

 می رسد این ادعا برای فرار از مشکلات بعدی اندیشه شده است. آقای سعیدیان به دانشجویان می گوید که کاری برایشان نمی تواند انجام دهد! و پیگیری این مورد خارج از محدوده ی وظایف اوست.آنچه از دست او بر می آید در بهترین حالت این است که مسئله در پرونده آقای ش. درج شود. دانشجویان به جز حراست خدمت ریاست محترم دانشگاه حاجاقای قاضی و معاون دانشجویی دانشگاه آقای دانش شهرکی نیز می روند اما جوابی بهتر از آنچه قبلا شنیده اند نمی گیرند.

حاجاقای قاضی بعد از شنیدن صحبتهای دانشجویان با اشاره به اینکه آقای ش. را می شناسد و تلویحاّ تاییدش می کند مسائلی این چنینی را در حوزه مسئولیت حراست دانشگاه می داند.

در جلسه با آقای دانش شهرکی ایشان از دانشجو می خواهد شکایتش را پس بگیرد تا درون دانشگاه مسئله فیصله پیدا کند.در گیر و دار این رفت و آمدها یکی از دانشجویان از مسئول حراست سوالی

می پرسد که جا دارد آن را در اینجا بازگو کنیم. او می پرسد(( اگر این کار از سوی یکی از دانشجویان سر زده بود آنوقت شما بازهم اینگونه عمل می کردید؟؟؟)).

سرانجام ماجرا:

دانشجوی از همه جا مانده سعی می کند مسئله را بیرون از دانشگاه پیگیری کند در پاسگاه پردیسان شکایت علیه آقای ش. تنظیم می شود که شاهدان پای آن را امضا می کنند اما خواهش های مادر دانشجو که از او می خواهد برای اینکه دردسری در دانشگاهی که باید چند ترم دیگر را در آنجا بگذراند برایش ایجاد نشود مسئله را دنبال نکند و شکایت پیگیری نمی شود. پایان.

                             

                           ((انّ الله سریع الحساب))

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 16:30  توسط یار دبستانی  | 

سلام به همه ی یاران دبستانی

مطلبی که در زیر می خوانید یک پیشنهاد است.قطعاّ نظرهای سازنده ی شما عزیزان در جهت بالندگی بیشتر این پیشنهاد چراغ راه خواهد بود.

همه می دانیم که در هر جمع و گروهی ممکن که کسانی پیدا شوند که در حق

عده ای دیگر جفا کنند. این بی عدالتی ها ممکن به صورت عمومی باشد یا اینکه نه به صورت خاص در مورد یک نفر ظلمی روا داشته شده باشد.

گرفتن یا حداقل تلاش برای احقاق حق از نظر اسلام واجب است و اگر کسی در مورد احقاق حق خود دچار سستی بشود فردای قیامت در این مورد مواخذه خواهد شد.

شاید در میان شما کسی پیدا بشود که نتونسته باشه صدای دادخواهی خودش را به گوش مسئولین دانشگاه برسونه یا شما دوست عزیز در مورد پایمال شدن حق یک شخص ثالث یا یک جمعی بخواهی صحبت بکنی ولی تاحالا فرصت نکرده باشی و شاید نخواستی به صورت مستقیم حرفت رو بزنی من به شما پیشنهاد می کنم توی همین وبلاگ و با استفاده از نام کاربری مهمان (در توضیحات وبلاگ بخوانید) مطلبت رو مطرح کنی تا هم دوستانت توی دانشکده فنی مطلع بشن و شاید هم یکی از مسئولین خواند و ترتیب اثر داد((چون متاسفانه در این دانشگاه بعضی ها کارهایی انجام می دهند که کاملا بر خلاف مقررات است و کسی از مسئولین هم از اون باخبر نمی شود. ولی خیلی از ما دانشحویان به دلیل اطلاع نداشتن از قوانین به کار خلاف اونها تن در می دهیم. پس با مطرح کردن این اتفاقها و در واقع مطلع شدن از نقطه نظرات و راهکارهایی که در خلال این مباحث از جانب دیگران داده می شود

می توانیم از تکرار موارد مشابه جلوگیری کنیم))

فقط ذکر چند نکته رو لازم می دانم. از همه ی شما عزیزان عاجزانه تقاضا می کنم از گذاشتن مطالب کم اهمیت خودداری کنید چون باعث بی ارزش شدن بحث خواهد شد. تا اونجایی که ممکنه از ذکر نام افراد خودداری کنید تا برای انجام یک عمل ارزشمند خدایی نکرده به گناه آلوده نشیم.

من خودم به عنوان اولین گام در روزهای آینده از جفایی که به یکی از دوستانمان شده است صحبت خواهم کرد.       متشکرم

 

 

 |+| نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 21:18  توسط یار دبستانی  | 

سلام به همه ی یاران دبستانی

امروز می خواهم از یک اتفاق عجیب و در عین حال جالب براتون صحبت کنم .این اتفاق فقط سالی یک بار رخ میده که با چشم غیر مسلح هم قابل رویت نیست .

عجیب بودن این پدیده از اون جایی نشأت می گیره که به وقوع پیوستنش مستلزم اینه که دانشگاه دارای یک خصوصیتی باشه (شاید بهتره بگم دارای یک خصوصیتی نباشه) چون داشتن اون ویژگی بستر لازم برای پیش آمدن یکسری شرایط رو فراهم می کنه که اون شرایط موقعیت رو برای افتادن اون اتفاق فراهم می کنه.اگه تا حالا متوجه نشدید باید بگم که اون ویژگی اختلاط اون بستر محیط مختلط ، اون شرایط برخوردهای توی اون محیط  و بالاخره اون اتفاق همان ازدواج دانشجویی است.

همان طوری که هممون می دونیم دانشگاه ما هم چند وقتیه که بحمدالله از این موهبت الهی برخوردار شده و بچه های ما هم ازدواج دانشجویی می کنند و به دنبال اون جشن ازدواج دانشجویی هم برگزار میشه.

اما وقتی بیشتر به این موضوع دقت می کنیم متوجه یک مسئله ای می شویم.

آخه چطور ممکنه توی دانشگاهی که هیچ کدام از پیش شرط های قبلی رعایت نشدن

( منظورم اختلاط و پیامدهای اونه ) ازدواج دانشجویی صورت بگیره؟؟؟

قطعا این فکر رو مسئولین دانشگاه هم کردن ولی اونها خیلی سریع به جواب رسیدن. جوابی که تونست همه ی مشکلات رو حل کنه و ما هم از این نعمت برخوردار بشویم. نعمتی که نعمتهای دیگه ای هم به دنبال خودش داره مثلا سکه و ....

حتما می پرسید جواب چی بود خیلی ساده است دوستان یک تعریف متفاوت اما در عین حال زیرکانه از ازدواج دانشجویی ارئه کردن:

هر گاه در ازدواجی هریک از زوجین دانشجو باشد این ازدواج در حکم ازدواج دانشجویی   می باشد.((در این تعریف هیچ قیدی در مورد اینکه طرف مقابل چه کاره باشه نیامده))

پس اگر مثلا طرف بقال یا .... بود اون ازدواج باز هم دانشجوییه.

هر مائده ای که دست ساز فلک است              یا بی نمکست یا سراسر نمکست

شاید هم مسئولین فکر کردن بعد از ازدواج همه چیز درست می شه دیگه طرف می ره یک مدرکی می گیره و بعد از ازدواج، ازدواجشون دانشجویی می شه و  این حرف وحدیث ها هم تموم میشه ولی غافل از اینکه اصلا فلسفه ازدواج دانشجویی یک چیز دیگری است.

ولی باز هم من مفتخرم بگم که به رغم تمام مشکلات و مسائلی در این امر بر سر راه دانشجوهای دانشگاه قم هست،باز هم هستند شیرمردان و شیرزنانی که با پشت سر گذاشتن تمام این سختی ها، با نگاهی پر امید به آینده و قلبی آکنده از عشق ازدواج دانشجویی را به معنی واقعی کلمه در دانشگاه تحقق بخشیدن که نمونه اش رو هم که هممون می شناسیم.

دوست دارم یک کم هم از جشن ازدواج دانشجویی براتون بگم. این مراسم باشکوه تحت شدیدترین تدابیر امنیتی در روزی که دانشگاه خلوت باشه سالی یکبار بر گزار میشه در اون روز بخصوص تمامی اعضای کادر امنیتی دانشگاه  برای تامین امنیت این مراسم بسیج شده و چندین تک تیر انداز برای مراقبت بیشتر روی ساختمانهای اطراف مستقر میشن. میدانهای مین در اطراف محوطه به امنیت بیشتر مراسم کمک می کنه تمامی زوجهای شرکت کننده تا محل مراسم اسکورت میشن تا خدایی ناکرده بدخواهان که ما جوانهای عزب باشیم در مراسم اخلالی ایجاد نکنیم.یکی نیست بگه باباجون یکی از دلایل برگزاری این جشن ها ترغیب دانشجوهای دیگه است تا آنها هم به این کار که در جهت تسهیل ازدواج است میل و رغبت پیدا کنند ولی انگار توی این دانشگاه فقط به ظاهر اهمیت داده می شه همین که این جشن وجود داشته باشه کافیه حالا اصلا هدف از برگزاری چنین مراسم هایی چیه اصلا مهم نیست!!!!

خلاصه ما که تا حالا توفیق تنفس در هوای متبرک اون مراسم رو نداشتیم کی بشه که ما هم....

همتم بدرقه ی راه کن ای طایر قدس           که دراز است ره مقصد و من نو سفرم

من برای بالا رفتن آمار ازدواج دانشجویی تو دانشگاه دو تا راه حل به نظرم رسید:

۱)سالی یکبار دانشگاه را یک هفته مختلط کنن به این ترتیب هر کسی یک هفته فرصت داره تا همسر آینده خودش رو پیدا کنه.

۲)با استفاده از رایانه و به صورت تصادفی دو نفر رو به عنوان همسر اعلام کنند و هیچ کس هم حق اعتراض نداره.

شما هم پیشنهاد بدهید شاید یکی از مسئولین دید و همه به یک سر و سامانی رسیدیم ( تازه ثواب هم داره )

در آخر با آرزوی خوشبختی برای هممون با شما خداحافظی می کنم.متشکرم

 

 

 

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 13:32  توسط یار دبستانی  | 

یامقلب القلوب والابصار. یا مدبر اللیل والنهار. یا محول الحول والاحوال.حول حالنا الی احسن الحال

               سال نو مبارک           

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 14:0  توسط یار دبستانی  | 
 
  بالا