تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

بازم منظورم بعضی ها ست پس اگه هی نگفتم بعضیا ببخشید خودتون اونطوری بخونید

دیدید که چون دخترم اول از خودمون شروع کردم تا حساسیت نشون ندید.

پسرا با همه اون تغییراتی که میدونیم, همه اونا عادی و پذیرفته شدس وقتی برگردن یه نگاهی به پدراشون بندازن این تغییرات رو میفهمن. ووقتی میبینن اون چیزی که قبلا اسمش غیرت بود نداشتنش کلاس شده و یا از نظر اون دختری که دیگه مثل قبل برای خودش حجابی از متانت درست کرده و اون رو با هیچی عوض نمیکنه اند(end)بی کلاسیه. اینا اون چیزاییه که تو زندگی آینده پسر تاثیر خوبی نداره.

الان اگه هنوز غیرتی هم مونده باشه اینطوریه که پسر ,چون پسره با هر دختری رابطه داره ولی همون پسر موقع ازدواج روی روبط گذشته همسر آیندش حساسه و اگرم خواهری داشته باشه اون رو بی چاره میکنه. پسره دوس داره وقتی ازدواج میکنه دختره نجیب باشه ,خانم باشه,دانشگاه نرفته باشه(البته دانشگاه قم مانعی نداره) ولی اینم داره تموم میشه.

گفتم خیلی از ارزشا از بین رفته مثلا طرز لباس پوشیدن ,حرکات,رفتار و...همه فرق کرده.

چرا یه پسر سعی میکنه مثل دخترا باشه؟؟؟؟؟؟چرا با حرکت موزون راه میره؟چرا لباس خواهر کوچیکش رو میپوشه؟

اگه این کار رو میکنه که جلب توجه بکنه یه راهنمایی دارم هـــیچ دختری از ظاهر دخترونه یه پسر خوشش نمیاد همون طور که یه پسر رفتارای پسرونه دخترها رو نمیپسنده ولی اگه این کار رو از روی علاقه انجام میده به نظرم باید روی علایقش تجدید نظر کنه.

 نهایتا اگه بخوایم از جو دانشگاه خودمون بگذریم که خدا رو شکر از همه لحاظ استثنا  شده به نظرم رابطه دختر و پسر توی دانشکاه یه رابطه هم کلاسیه یعنی توی یه فضای علمی و فرهنگی  باید باشه .مکاتبه های درسی یا خیلی چیزایی که از نظر مایی که توی دانشگاه قمیم نادرسته یه چیزای خیلی طبیعی و عادیه. پس فک نکنید می خوام بگم این رابطه ها نباید باشه بلکه میخوام بگم این رابطه ها با همه اون ارزشها وموازین اخلاقی باید وجود داشته باشه

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 23:42  توسط evil  | 

اول مطلبم می خوام بگم که میدونم همه چیز عوض شده ما با پدر ها و مادرامون فرق داریم.میدونم که وضع ظاهرمون با قبل کلی فرق کرده( مثلا آرایش میکنیم,فک کن توی قم با این همه تفاوت توی وضع ظاهر وارد میشیم اینو بگم که البته اینو خودتون خوب میدونید که این تغییرات مختص دخترا نیست الان این خیلی عادی شده که پسر زیر ابرو برداره (البته زیر ابرو که چه عرض کنم...)و...)

البته پدر ها و مادرها هم خیلی وقتا شاکی میشن ولی اونام خیلی تغییر کردن.

این تغییرات ظاهر امروز و فردا تموم میشه این که هر لحظه برامون مهم باشه ظاهرمون چقدر مورد تایید دیگران قرار بگیره بالاخره وقتی چند سال بگذره از این شادابی ظاهر خبری نیست ولی تغییرات اساسی که مربوط به رفتار و عملکرد ما هست واین رفتار میتونه روی زندگی آیندمون خیلی تاثیر بذاره و شاید آینده رو خیلی تغییر بده چـــــی؟

 بعضی رفتارامون که الان داره میره که عادی بشه ولی این تغییرات آثاری روی زندگیمون داره که چه دختر و چه پسرباید حواسش جمع باشه.

 

با این مطلبی که می خوام بگم ممکنه خیلیا ناراحت بشن ولی چون واقعیت هست میگم .منظورم نیست که همه دختر ها . پسر ها اینطوری شدن ولی برای اینکه هی نگم بعضیا کلی نوشتم پس دلخور نشین و از همه اونایی که این مطلب رو می خونن می خوام نظرشون رو بگن:

 

اول یه حرفی با دخترا دارم...

چرا تو دوره ما همه چی فرق کرده؟؟ چرا دخترها تمایل نشون میدن با پسرها ارتباط داشته باشن؟چرا بین دخترا و پسرها این یه جور کلاس شده که بگن با جنس مخالف ارتباط دارن؟!چرا وقتی دختری ,پسری رو میبینه یه جورایی میخواد توجه اون پسر رو به خودش جلب کنه؟

البته از لحاظ ظاهر نمیگم.یعنی نمیگم نباید روی مد لباس پوشید یا اینکه همیشه یه لباس پوشید تا بگیم ساده ایم و نمیخواییم جلب توجه کنیم .نه من میگم باید عرف جامعه رو حفظ کرد و بعد سلیقه و مد هم در نظر گرفت.

ولی بیشتر منظورم رفتارها و حرفهایی که وقتی دختری از کنار پسری رد میشه میزنه البته به دوستش میگه ولی بقیه باید بشنون(همون به در میگی ,دیوار بشنوه)

 

ولی مهم تر از اینا چرا بعضی ارزشها از بین رفتن....؟!

چرا متانت و سنگینی یه دختر دیگه ارزش حساب نمیشه یا بهتر بگم چرا خیلیا این متانت رو عقب موندگی میدونن؟

الان یه دختری که متلک میشنوه بهتر میدونه که جواب بده تا نشنیده بگیره.

اما این که چرا یه پسر اینقدر شان خودش رو پایین می یاره تا برای اینکه توجهی بش بشه شروع میکنه به تیکه انداختن؟فک نمیکنه اگه جوابی نشنید به این معنی نیست که دختره جوابی نداشته بده و دلیلش این بوده که تو ارزش جواب دادن نداری و من حرفت رو نشنیده گرفتم و من برای این حرفها ارزشی قایل نمیشم.

قبلا پسرا از این متانت خوششون میومد ولی الان وضع فرق کرده وقتی دختری حرفی میشنوه تا جواب نده راحت نمیشه چون میدونه این متانت حماقت فرض میشه!پس هر جوری شده جواب میده .

من میگم بی توجهی به این تیکه ها شخصیت یه دختر رو بالا میبره .

قبلا وقتی راجع به یه دختر تحقیقی میشد به این مسایل اهمیت میدادن میگفتن:"دختره آفتاب ,مهتاب ندیده..."

ولی الان کسی میتونه این حرف رو بزنه...؟!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 1:13  توسط evil  | 

سلام

امروز باز هم حاجاقای قاضی در سلف حاضر شدند و نهار را با بچه ها میل کردند

بعضی از دانشجوها هم فرصت رو غنیمت شمردند و مشکلاتشون رو با حاجاقا

در میان گذاشتند. این کار حاجاقا به نظر من واقعا ستودنیه.

منتظر خبرهای دست اول باشید.  

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 23:13  توسط طوطی  | 

می خوام یه ماجرا براتون  تعریف کنم اگه بگم چی مطمئنم میگین :"ااااااااااااااااااه ,تو ام کشتیمون با این ..."

 

ولی چاره ای نیست چون دیروز اتفاق  جالبی افتاد :بعد از این همه تلاش یه استاد پیدا شد که بیاد حالا فک کن برداشتن بیست و هفت هشت نفر و کردن توی یه اتاق کوچیک که اسمش و گذاشتن کلاس بعد این بیچاره باید این پروژکتور رو(دیدین بالاخره بمون پروژکتور دادن)باید تنظیم کنه حالا ساعت چنده؟14:20 بعد از این همه تلاش بالاخره تنظیم شد.

حالا استاد شروع کرده این  laptopاذیت میکنه شارژم نداره(کابلشم پرهام برداشته) ولی از این جزییات که بگذرم موضوع اصلی کلاساس بعضی از بچه ها توی کلاس وایساده بودن چون واقعا جا نبود که حتی از بیرون صندلی بیارن حالا با این وضعیت کلاس استاد قبول کرده بچه هایی که این درس و ندارن بیان سر کلاس حالا یه عکس اینجا براتون میذارم البته بازم کلاس بزرگ تر از اونی که هست پیداست (هنر عکاسیه دیگه)ولی باید قبل از اینکه عکس رو ببینید یه معذرت خواهی بکنم اونم اینه که عکس سانسور داره!

حالا دلیلش رو میگم:

بچه ها از استاد اجازه خواستن صدای استاد رو ضبط کنن که ایشون گفتن نه عکس ,نه فیلم, نه صدا!!!!!!

راضی نیستم! و گفتن به خاطر خودمون میگن!

ولی من این عکس رو قبل از اینکه بگن گرفته بودم و چون گفتن راضی نیسن مجبــــــــــــورم که یه تغییری توش بدم

 

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 0:9  توسط evil  | 

اعتراض هاشمي‌رفسنجاني به بودجه دولت

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: تقصير تعويق در تحقق اهداف سند چشم‌انداز متوجه هر سه قوه و مجمع تشخيص مصلحت نظام است.

به گزارش فارس اكبر هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بعد از ظهر روز دوشنبه در يك كنفرانس خبري به بيان سير تاسيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پرداخت و به سؤالات خبرنگاران در خصوص عملكرد اين نهاد به خصوص درباره اقدامات دوره سوم عملكرد مجمع و ساير سؤالات پاسخ داد.

* تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام فكر حضرت امام بود

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با تشريح عملكرد مجمع گفت: تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام فكر حضرت امام خميني بود؛ ما چنين پيشنهادي نكرده بوديم.

بنابراين گزارش هاشمي رفسنجاني با اشاره به آغاز فعاليت دوره جديد مجمع تشخيص گفت: در اوايل فعاليت مجلس اول اختلافاتي بين مجلس و شوراي نگهبان بروز كرد كه هيچ كدام هم از موضع خود كوتاه نيامدند و اين موارد انباشته شد و ديديم كه اينگونه كار پيش نمي‌رود.

وي افزود: من نامه‌اي را در تاريخ 5 مهر سال 60 خدمت امام نوشتم و موضوع را تشريح كرده و خواستار كمك ايشان به مجلس براي رفع اين وضعيت شدم كه امام در تاريخ 19 مهر به نامه من پاسخ دادند و فرمودند كه با توجه به شرايط اگر در موردي اختلافي، اكثريت مجلس به موضوع راي دادند آن موضوع به صورت موقت اجرا شود، كه دست مجلس خيلي باز شد و خيلي راحت اكثريت‌هاي مورد نياز به دست مي‌آمد و به نظرم مقداري در مصوبات افراط شد و خود نمايندگان به اين نتيجه رسيدند كه مقداري افراط مي‌شود و شرايط مذكور در نامه امام مبني بر ضرورت رعايت نمي‌شود.

اعتراض در ادامه مطلب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 14:51  توسط امید  | 

سایت بازتاب فیلتر شد . چرا ؟

دعوت بازتاب از وزیر و مسئولان وزارت ارشاد برای مناظره در باره فیلترینگ این سایت

عضو شوراي سياستگذاري سايت «بازتاب» در مورد فيليرينگ اين سايت توضيح داد و گفت: فيليرينگ سايت‌ها فراتر از اختيارات قوه مجريه است و حتماً بايد قانون سامان‌دهي سايت‌هاي اينترنتي به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد.

به گزارش فارس، فواد صادقي در گفت‌وگو‌ با برنامه راديويي «جواني به وقت فردا» با اشاره به اينكه يكي از اتهامات وارده غيرقانوني بودن اين پايگاه اطلاع‌رساني است، خاطرنشان ساخت: متاسفانه به رغم اينكه شاهد هستيم 136 نماينده طي نامه‌اي صريح به رئيس جمهور توقيف «بازتاب» را غيرقانوني اعلام كردند و همچنين آقاي رئيسي معاون اول قوه قضائيه و آقاي جمشيدي سخنگوي اين قوه و قريب 50 نفر از حقوقدانان برجسته كشور و قضات دادگستري اعلام كردند كه اين اقدام غير قانوني و بي‌سابقه در تاريخ جمهوري اسلامي بوده است، برخي از اشخاص بنا بر انگيزه‌هاي شخصي و جناحي و بدون اسناد به مبناي حقوقي و قانوني اين اتهامات را وارد مي‌كنند.

عضو شوراي سياستگذاري «بازتاب» با اشاره به اصول 36، 37، 57،138 و 168 قانون اساسي گفت: دقت در اين مواد نشان مي‌دهد كه اين اقدام فراتر از اختيارات قوه مجريه است و حتماً بايد قانون سامان‌دهي سايت‌هاي اينترنتي به تصويب مجلس شوراي اسلامي برسد و همچنين هر گونه برخورد و مجازات رسانه‌ها در صلاحيت قوه قضائيه است.          ادامه مطلب


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 14:45  توسط امید  | 

فرهنگيان: به جاي آمدن نفت، نان هم از سفره رفته

يك كارشناس اقتصادي در گفت‌وگو با «بازتاب»،‌ اعتراضات گسترده فرهنگيان را نتيجه افزايش بي‌رويه مطالبات از سوي برخي مسئولان اجرايي و تأثير اقدامات نسنجيده اقتصادي در معيشت عمومي داشت.

اين كارشناس گفت: به ياد داريم در سال 1383، اعتراضات مشابهي نسبت به مشكلات معيشتي از سوي فرهنگيان سراسر كشور ديده شد كه سرانجام تا اندازه‌اي به افزايش حقوق و فرايند محاسبه دستمزد فرهنگيان منجر شد و براي مدتي اين اعتراضات فروكش كرد، اما با به قدرت رسيدن دولت نهم كه اساس شعارهاي انتخاباتي خود را بر افزايش رفاه و سطح معيشتي يا به اصطلاح آوردن نفت بر سر سفره اقشار آسيب‌پذير گذارده بود، بار ديگر، سطح مطالبات فرهنگيان تحريك شد و انتظار بهبود دوباره در شرايط زندگي آنان به وجود آمد.

وي توضيح داد: اما متأسفانه به دليل سياست‌هاي نسنجيده اقتصادي مانند تزريق بي‌سابقه نقدينگي به جامعه و بسنده كردن به سياست‌هايي چون پرداخت وام‌هاي گسترده و ارايه ندادن راهكارهايي براي حل ريشه‌اي مشكلات فرهنگيان مانند مسكن، حمل‌ونقل، بهداشت،‌ تغذيه و پوشاك، كه نيازهاي اوليه انسان هستند، در ماه‌هاي اخير، شاهد گراني‌هاي گسترده در اين نوع خدمات بوده و عملا آثار همان ارتقاي محدود سطح معيشتي نيز بر اثر موج گسترده گراني از بين رفته و فرهنگيان را در آستانه سال نو، با انبوهي از مشكلات و نيازها تنها گذاشته است.

وي در پايان گفت: اعتراضات امروز فرهنگيان، نشان‌دهنده نتايج افزايش بي‌رويه مطالبات و تأثيرات ناگوار اقدامات نسنجيده بر اقشار آسيب‌پذير و متوسط به پايين جامعه است و دولت بايد در برابر اين اعتراض كه به جاي آمدن نفت بر سر سفره،‌ سفره آنان از قبل هم خالي‌تر شده، پاسخگو باشد.

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 14:41  توسط امید  | 

هميشه يکسري ديالوگها در فيلمهاي مختلف بوده که تا مدتها بيادمانده و خاطره انگيز شده. اينکه در چه ژانري بوده يا چه شخصيتي آن جمله را ادا کرده هم چندان تفاوت نميکند.مهم ماندگاري جمله است و زيبايي منحصر به فردش.

-- يک ديالوگ از مارلون براندو در فيلم پدرخوانده خطاب به سران خانواده هاي مافيايي :

اگر پسرم تصادفا زير ماشين بره و يا حتي صاعقه اونو بزنه من يکي از حاضرين در اين جلسه رو مقصر ميدونم.

-- محمدرضا فروتن به ميترا حجار در فيلم بازنده:

جايي که همه چي غلطه...درست بودن هم غلطه

-- رضاکيانيان در آژانس شيشه اي خطاب به پرويزپرستويي:

ببخشيد . شما يکي از همونايي نيستيد که وقتي از جنگ برگشتن فکر کردن بقيه همه چيز و بردن و خوردن؟

-- اکبر عبدي در فيلم مادر:

مادر .. مادر.. مادر مرد . از بس که جان ندارد.

-- محمد رضا فروتن در فيلم مرسدس: به بازيگر مقابلش که شيفته مرسدس شده بود:

به چيزي دل ببند که دل داشته باشه .

-- وودي آلن در فيلم آني هال:

من حاضر نيستم با کسي ازدواج کنم که حاضر بشه با من ازدواج کنه .

-- بهرام رادان در رز زرد:

اگه ميبيني که موقع دعوا پاهام ميلرزه چون با يه بارنلرزيدن همه ي زندگيمو از دست دادم.

-- فريبرز عرب نيا خطاب به هديه تهراني در شوکران:

گوشي رو بذار بگو خداحافظ

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 15:25  توسط امید  | 
"سيد محمد خاتمی" رئيس جمهور سابق و محبوب ایران نامه‌ای را به "سيدمحمد علی ابطحی" نويسنده وبلاگ نامه خاتمی به وبلاگ وب ‌نوشته‌هاوب‌نوشته‌ها ارسال كرده كه در آن از علاقه‌اش به وبلاگ‌نويسی سخن گفته است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی PCNEWS.IR و به نقل از فاوانيوز، در اين نامه آمده است: خدای را سپاسگزارم كه نعمت برخورداری از دوستان خوب، روشن و خيرخواه را نصيب اين بنده كوچك خود كرد و شما از جمله دوستان بزرگوار و همكاران و همراهان باوفا بوده‌ايد.
خاتمی افزوده است: كار ارزنده شما در راه اندازی پايگاه "وب‌نوشت" نشانه خوش ذوقی و ابتكار و در عين حال اهتمام شما به ارتباط سالم و گسترش دادن اطلاع‌رسانی و اطلاع‌يابی و تبادل انديشه و احساس در جامعه كنونی است و نيز درك تحولی كه از طريق وسائل و شيوه‌های نو ارتباطات حاصل شده است.
وی در ادامه آورده است: استقبال بخش مهمی از جامعه بخصوص جوانان عزيز از اين "وب نوشت" و كار شما نيز دليل درستی كار و توفيق شما است.
خاتمی تصريح كرده است: دوست داشتم كه من نيز هنر و مجال و توانايی اقداماتی اينچنين را داشتم و متاسفانه محرومم، ولی در مراجعه به اينترنت و نيز وسائل نو مقيدم كه حتما سری به "وب نوشت" شما بزنم و استفاده كنم.
وی ادامه داده است: طبعا با گذشت زمان تجربه بيشتر به دست آمده است و نيز نقد و نظرهای خوبی نيز ابراز شده كه طبعا در بهبود كار شما موثر خواهد بود.
خاتمی در پايان نامه خود آورده است: اميدوارم موفق باشيد و از همين طريق سلام گرم خود را نثار عزيزانی می‌كنم كه با شما در ارتباطند، بخصوص جوانان پرشور و باشعوری كه فكر می‌كنم دردها و درك ايشان برايم آشناست.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 15:1  توسط امید  | 
دکتر علیخانی

می خواستم از بچه های دانشکده فنی بخوام نظرشون رو در باره دکتر علیخانی بنویسند آخه ما باید بدونیم نظر واقعی بچه ها چیه یا نه ؟ همیشه دکتر مثل یه خط قرمز بوده به هر کی انتقاد می شد به دکتر انتقاد نمی شد(البته علنی) حالا از بچه ها می خام نظرشونو بذارن .  

لطفا نظراتتون رو در باره نحوه تدریس و رفتار و.. بنویسید.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 16:30  توسط   | 

 

سلام به همه ی یاران دبستانی

 

یادمه اواخر نیمسال اول سال تحصیلی ۸۴ بود که شنیدم قرار امتحانات ترم در بلوک 15 که حالا دیگه دانشکده ی فنی و مهندسی لقب گرفته بود بر گزار بشه. از شنیدن این خبر خیلی خوشحال شدم و پیش خودم گفتم دیگه انگار یواش یواش دانشکده فنی داره یک سرو سامانی می گیره و بچه ها توی یک فضای جدید به دور از محیط گرفته و تحت کنترل شدید ساختمان مرکزی یک نفسی به راحتی می کشن و یک فصل جدیدی در حرکت دانشکده فنی و مهندسی شروع میشه چرا که با اختصاص این فضا زمینه مناسبی برای رشد دانشکده و جبران بخشی از کمبودها فراهم می شد حتی اون موقعها زمزمه هایی شنیده می شد که قرار دوستان مهندسی کامپیوتر هم البته با اتخاذ تدابیر امنیتی به طبقه هم کف دانشکده منتقل بشن اما زهی خیال باطل.

بد نیست بگم که بلوک ۱۵ متشکل از چهار طبقه است که قبل از واحد خواهران واقع شده و کمی مانده به پایان نیمسال اول سال ۸۴ به دست حاجاقای قاضی به منظور استفاده دانشجویان فنی و مهندسی وبه نام همین دانشکده افتتاح شد.

داشتم می گفتم گذشت تا موقع امتحانات ترم فرا رسید همه سرمست از اینکه

می خوان توی دانشکده خودشون یعنی دانشکده فنی و مهندسی امنحان بدهند پشت در ایستاده بودن و منتظر بودن عزیزان حراست که همیشه گرمی محفل ما بودن(مخصوصا توی تجمع) اذن دخول بدهند. بعد از اجازه  وقتی ما وارد سالن شدیم  با صحنه عجیبی روبه رو شدیم یک دست نوشته کج و معوج که از ظاهرش معلوم بود نویسنده اش خیلی هم سواد نداره به ما می گفت که امتحانات دانشجویان فنی در طبقه سوم و امتحانات علوم پایه در طبقه دوم برگزار میشه.  اپن نوشته همه رو به تعجب واداشت به طوری که بعد از امتحان  سعی کردیم ته و توی قضیه رو در بیاریم. بعد از پرس و جو معاون آموزشی سابق گفتن نگران نباشید به علت کمبود جا فقط برای امتحانات بهشون جا دادیم اونها چند روزی مهمان ما هستند ما هم گفتیم مهمان حبیب خداست قدمشون روی چشم اما باز هم زهی خیال باطل.

بعد از این تحرکات مشکوکی در دانشکده دیده می شد نقل و انتقالات متعدد آدمهایی که ما اونهارو نمی شناختیمو غیره و غیره.....

چند روزی نگذشت که اینبار وقتی وارد بلوک ۱۵ شدیم با یک نوشته تایپ شده و کاملا صاف و مرتب روبه رو شدیم  که می گفت دانشکده علوم پایه طبقه دوم.

من که وا رفتم پس چی شد مگه اینجا دانشکده ما نبود مگه قرار نبود فقط برای ما باشه .

نباید بستن اندر چیز و کس دل                            که دل برداشتن کاریست مشکل

بله دوستان نتونسته بودن ببینند که ما داریم یک تکانی می خوریم و بلند می شیم در واقع احساس خطر کرده بودن و بلوک رو مثل یک تیکه گوشت قربانی داشتن تقسیم می کردن.

خوب الان برای ما فقط دو طبقه باقی مانده بود .ولی این پایان ماجرا نبود بعد از مدت کوتاهی بدون اینکه هیچکس بفهمه یک دفعه دیدیم توی طبقه ی آخر یک غده ی دیگه دراومد این بار دانشگاه مجازی. آخه من نمی فهمم اگه مجازیه چرا حقیقیه اگه حقیقیه چرا اسمش مجازیه؟؟؟

حالا از دانشکده فنی و از اون چهار طبقه قفط یک طبقه و نیم مانده بود که اونم نه به طور کامل چون بخشی از اتاق ها قفل بودند و کلید شون هم دست آقای ......... بود.

چو دانند مردم که در جامه کیست ؟                    نویسنده داند که در نامه چیست؟

بعد از دانشگاه به اصطلاح مجازی  جهاد دانشگاهی  امور کانونها  مرکز استعدادهای درخشان گروه معارف و...... به طور رسمی به بلوک ۱۵ نقل مکان شدند.

خوب فکر می کنید تموم شد نه کاملا اشتباه می کنید چرا که وقتی علوم پایه ایها  در دانشکده خودشون دست به تاسیس سالن مطالعه و کتابخانه و سایت زدن طبیعتا با کمبود کلاس مواجه شدن خوب چکار کردن معلومه مگه دانشکده فنی مرده که کسی معطل بمونه سریع برنامشون رو تنظیم کردن و خلاصه یک حالی به کلاسهای ما دادن و می دهند که نپرس. البته این موضوع مختص به علوم پایه ایها نمی شد دوستانی هم از رشته های حسابداری و مدیریت صنعتی و ........ دانشکده رو با حضور پر شور خودشون منور کردند و می کنند.که بعضی از همین ها بودند که در دو روز تجمع قصد داشتند با اعمال دور از شان دانشجو باعث درگیری بشن  حتی تعدادیشون با وقاحت تمام اقدام به عکس و فیلم گرفتن از بچه ها می کردن که با همدلی و یکصدایی بچه ها مجبور شدن با خفت اونجا رو ترک کنند.

خلاصه پس اگه سر جمع حساب کنیم ما فقط چهار یا پنج اتاق و سه یا چهار تا کلاس بیشتر نداریم. جالب بدونید در حالیکه بعضی از اساتید هیئت علمی یا مدعو ما اتاق ندارند یکی از اساتید دانشکده ادبیات !!! در قلب دانشکده فنی یک اتاق اختصاصی داره!!!!!!!!!! که این باعث تاسفه.

حالا دیگه دارم به این نتیجه می رسم که شاید هم ما دیگه راهی جز قناعت نداریم

ای قناعت توانگرم گردان                               که ورای تو هیچ نعمت نیست

اما بلوک ۱۵ همیشه برای ما همون دانشکده فنی و مهندسیه حتی اگر...

در آخر این نکته رو اضافه کنم که من هیچ وقت قصد اساعه ادب به دانشجویان گروههای دیگر رو نداشتم و ندارم و روی صحبت من با کسان دیگریست.

شنیدم که مردان راه خدای                           دل دشمنان را نکردند تنگ

تو را کی میسر شود این مقام                       که با دوستانت خلافست جنگ

در آخر امیدوارم همگی دست در دست هم در جهت اعتلای دانشکده تلاش کنیم

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 11:10  توسط یار دبستانی  | 
سلام

روز مهندس رو تبریک می گم

خبر جدید اینکه مسولین بالاخره فهمیدند که این دانشگاه رشته صنایع هم داره. و یک چندتا از

دستگاههای مورد نیاز بچه ها خریداری شده.می گن حدود ۱۵۰ میلیون تجهیزات خریدن البته می گن قرار

جای کارگاه هم کنار تاسیسات باشه. به امید کامل شدن تمام کارگاهها و آزمایشگاههای دانشکده فنی.

منتظر خبرهای دست اول باشید.  منشکرم   

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 0:9  توسط طوطی  | 

از طرف مسئولین دانشگاه و دانشکده روز مهندس رو بهتون تبریک میگم

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 11:31  توسط evil  | 
 
  بالا