|
یار دبستانی
|
||



داشتم توی عکسهام یک دوری می زدم که به یک سری عکس از تجمع ۱۳ و ۱۴ آذر برخوردم.
پیش خودم گفتم بعضی ها هیچ وقت یک توصیف تصویری از تجمع ندیدند پس بگذار هم یک تجدید خاطره
برای خودمون بشه هم اینکه بچه های دیگرو توی حال و هوای اون روز قرار بدم.
از دوستان دیگه هم دعوت می کنم با رعایت مسائل امنیتی (مثل من) عکسهای خودشون رو تو وبلاگ
بگذارند. متشکرم ![]()

سلام به همه ی یاران دبستانی
وقتی به عزیزان ترم های پایین نگاه می کنم اولش دلم براشون می سوزه که تازه اومدن و مجبورن چهار سال این فضای سنگین رو تحمل کنند و تاسفم وقتی دو چندان می شه که ذوق و شوقشون رو برای رفتن سر کلاس می بینم پیش خودم می گم چند ترمی بیشتر نمی گذره که رفتن سر یک کلاس هم براتون ملال آوره.
اما وقتی یک کم بیشتر فکر می کنم، می بینم که نه خیر اینجورهم نیست هرچی زمان می گذره هرچی ما هر درس رو آبکی تر از اون یکی پاس می کنیم یا اینکه آبکی تر می افتیم هرچی تعداد بچه ها بیشتر میشه هرچی از سال تولد دانشکده فنی میگذره اساتید رفته رفته بیشتر میشن اساتید قبلی به لطف درس دادن به ما با تجربه تر میشن امکانات بیشتر میشه درسها دیگه با اساتید سنتی شون ارائه نمیشن وخلاصه اوضاع رو به بهبودی میره اونجاست که به خودم می گم دوستان ترم پایینی بیشتر از اینکه به ما به چشم سال بالایی نگاه کنن باید ما رو به صورت یکسری غلتک ببینند که دارن با تحمل پستی ها و بلندی ها ،جاده رو با فعالیت هاشون بااعتراضاشون و بالاخره با تمجمع هاشون برای پشت سری ها صاف و هموار می کنند. البته این هم یک توفیقی شده تا ما هم یک ثوابی کرده باشیم.توی تجمع یکی از عزیزان 85 می گفت ما به چی اعتراض کنیم من بهش گفتم شما لازم نیست زحمتی بکشید ما نه تنها به جای شما بلکه به جای ورودی های بعدی هم اعتراض کردیم شما فقط مثل ما نشید و بشینید درس بخونید.
آخرین حرفم اینه:
شاید ماها ده سال زود اومدیم توی این دانشکده کی می دونه شاید تا ده سال دیگه اصلاّ دانشگاه ...... ![]()
ترانه رو ترکیب کردن
آخه ....
بازگشت مجدد وبلاگ رو تبریک می گویم
یک خبر خیلی باحال دارم شنیدید که آقای دکتر عمل نیک مدیر محترم گروه صنایع در ترم آینده
بیش از ۱۸ واحد را یک تنه ارائه خواهند داد. آفرین بر این قدرت و توانایی که ایشون دارند.
یک خبر دیگه هم اینکه ایشون یک درس هم در واحد خواهران ارائه داده اند.
منتظر خبرهای تکمیلی باشید. متشکرم ![]()
اول اول جدید شدن وبلاگ مبارک باشه
بعد از اون انشاالله که از خستگی امتحانا در اومدین یکم می خوام از روشهای موثر در بهبود نمرات براتون بگم:
اون امتحانایی که محاسبات دارن که دمشون گرم این ماشین حسابا به درد میخورن(این روش رو همه بلدن بی خیالش بشیم)
ولی خدا بیامرزه پدر اونی که مقنعه رو اختراع کرد با استفاده از این وسیله با دو تکنیک میتونیم وارد عمل بشیم:
1.برگه ای از اطلاعات مورد نیاز رو در زیر مقنعه جاسازی کرده و در مواقع مورد نیاز در هنگامی که آژان مربوطه به انتهای منطقه استحفاظی مراجعه می کند آن را به میان برگه انتقال داده و از آن بهره میجوییم.
2.با پیشرفت تکنولوژی این روش یکی از کارآمدترین روشهاست به این صورت که تلفن همراه خود را در حالتspeed dialقرار داده و شماره افراد قابل اطمینان را وارد نمایی با اتصال handsfreeو قرار دادن تلفن همراه در محل مناسب در مواقع مورد نیاز می توانید با فشار دادن تنها یک دکمه از اطلاعات شخص مقابل استفاده نمایید.
می خواستم همین جا از اساتیدی که امتحانهای تستی رو برگذار میکنن تشکر کنم چون با این کار تنها فشار جزیی به عضلات چشم وارد میشود.
بازم خدا رو شکر تو دوره ما جین تیره در اومد که بشه به عنوان برگه یادداشت ازش استفاده کرد اینجا باید از تکنیک چادر هم یادی بشه که به جزییاتش کاری ندارم.
اشاره زیادی به دست و پا نمکنم که این روشها بر میگرده به سال 42.
از روشها که بگذریم یکم از مراقبا بگم:
یه امتحان سخت داشتیم.یه جوجه ای نقش مراقب رو بازی میکرد اول جلسه که برگه چک نویس به ما ندادبعد کلی خواهش و تمنا رفت و برگه آورد حالا میگی برگه بده میگه:"اسمتـــــــــــــــــــــــــون...؟!"
فک کن بالای برگه چک نویس اسم ما رو نوشته بود.از اول جلسه که اولتیماتم داد هر کس سر جاش بشینه آقا چشمتون روز بد نبینه وسط جلسه همه رو آواره کرد بعد از جاسازی بچه ها دیگه بنا رو بر ناسازگاری گذاشت مگه یه دقیقه نشست کلاس رو متر میکرد.
بعدشم چند دقیقه یه بار به یکی گیر میداد و میرفت برگه می تکوند بلکه مدرک جرمی بگیرهو جام طلایی مراقبت رو از حاج آقا بگیره![]()
بعد از ماجرای برگه تکونی استعداد جدیدی از مراقب شکوفا شد حالا یه لحظه مراقب رو یه کابوی فرض کن توی کاکتوس زارهای تگزاس در حال دوئل
میرفت میرفت میرفت
1
2
3
یهو برمیگشت
اگه از اینم بگذریم میخوام از یه فاجعه براتون بگم البته خودم شاهد ماجرا نبودم ولی شنیدم یه روز دستور از بالا رسیده که قبل از امتحان همه بچه ها رو بگردن اینجا قشنگ میشه اهمیت مسئولا نسبت به شخصیت دانشجو رو دید
حالا فک کن استاد وایساده می یان میگردنت و میگن جیبات رو خالی کن........
|
|