تبليغاتX
یار دبستانی
 
یار دبستانی
 
 
 

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 14:37  توسط یار دبستانی  | 

بسم رب الشهداء

به نام پروردگار سه یار دبستانی جاویدمان، شهید احمد قندچی، شهید آذر شریعت رضوی و شهید مصطفی بزرگ نیا.

سه قطره خون تا ابد زنده اند و راهشان همیشه ...

ای آرزوی های دست نیافتنی مرا رها کنید تا در دریای پرتلاطم ظلم و بی عدالتی مستبدان زمان غرق شوم.

به برگ ریزان بهترین سالهای زندگیم رسیده ام و در دلم اندوه جانکاهی است به وسعت...

نمی دانم چرا باز هم اشک ها نمی گذارند بنویسم، خدایا کمکم کن.

وقتی خدا را صدا می زنم بیشتر گریه ام می گیرد، نمی دانم چرا...

اما لحظاتی بعد آرام می شوم و باز هم ندایی ازدرونم می گوید:

  دانشگاه زنده است

سه قطره خون تا ابد زنده اند و راهشان همیشه جاوید.

روی صحبتم با توست، ای دانشجو به پاخیز، به کدامین سو می نگری؟

یک بار دیگر به یاد بیاور آن 3 یار دبستانی عزیزمان را که چگونه از 16 آذر سال 1332 همچنان در دانشگاه مانده اند، تا هر که را می آید بیاموزند و هر که را می رود سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها شهیدند.

این وبلاگ را بنا نهادم تا راهشان ادامه یابد. یار دبستانی نام نهادم به یاد آن 3 شهید، من و تو.

و خواستم 13 آذر تحصن دانشجویان دانشکده ی فنی دانشگاه قم از یادها نرود.

دوستان عزیزم، این وبلاگ آزاد آزاد آزاد است برای تمام یاران دبستانی.


چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد.
من اگر ما نشوم تنهایم،
تو اگر ما نشوی خویشتنی.
از کجا که من و تو شور یکپارچگی را باز در شهر بر پا نکنیم؟
از کجا که من و تو مشت رسوایان را وا نکنیم؟
چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد.

من اگر برخیزم،
تو اگر برخیز
ی،
همه بر میخیزند.
من اگر بنشینم،
تو اگر بنشینی،
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟

چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم؟
خانه اش ویران باد.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 4:27  توسط یار دبستانی  | 
 
  بالا