|
یار دبستانی
|
||

از روزنامه فروشی ها بخریدش و بخوانیدش.
مربوط به دانشجویان:
1- کسی که جهاد را ناخوشایند بداند و ترک کند، خدا لباس ذلت و خواری بر او بپوشاند و دچار بلا و مصیبت می شود و کوچک و ذلیل می گردد. دل او در پرده گمراهی و حق از او روی می گرداند. به جهت ترک جهاد، به خواری محکوم و از عدالت محروم است.(خطبه27)
2- آنچه نمی دانید، نگویید؛ زیرا بسیاری از حقایق در اموری است که ناآگاهانه انکار میکنید.(خطبه87)
3- مبادا شکایت نزد کسی برید که نمی تواند آن را برطرف سازد، و توان گره گشایی از کارتان ندارد.(خطبه105)
4- مادام که افکار شما پراکنده است، فراوانی شما سودی ندارد.(خطبه119)
5- از پراکندگی بپرهیزید که انسان تنها، بهره شیطان است.(خطبه127)
6- هیچگاه حق را نخواهید شناخت، جز آنکه ترک کننده آن را بشناسید.(خطبه147)
7- عمل کننده بدون آگاهی، چون رونده ای است که به بیراهه رود، پس هرچه شتاب کند، از هدفش دورتر می شود.(154)
8- ای مردم، در راه راست از کمی رونده گان نهراسید، زیرا اکثر مردم بر گرد سفره ای جمع شدند که سیری آن کوتاه و گرسنگی آن طولانی است.(خطبه201)
9- رعیت اصلاح نمی شود جز آنکه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمی شودند جز با درستکاری رعیت.(خطبه216)
10- در جاده ای که از گمراهی آن می ترسی قدم مگذار، زیرا خودداری به هنگام سرگردانی و گمراهی، بهتر از سقوط در تباهی است.(نامه31)
11- آبروی تو همچون یخی جامد است که درخواست، آن را قطره قطره آب می کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو می ریزی.(حکمت346)
12- دوری تو از آنکس که خواهان توست، نشانه کمبود بهره تو در دوستی است، و گرایش تو به آنکس که تو را نخواهد، سبب خواری توست.(حکمت451).
مربوط به مسئولین و کارمندان:
1- آنکس که فرمانش را اجرا نکنند، رایی نخواهد داشت.(خطبه 27)
2- آنکس که از بازگشت خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد. بعضی اوقات، بیشتر مردم حیله و نیرنگ را زیرکی می پندارند و افراد جاهل آنان را اهل تدبیر می خوانند.(خطبه41)
3-ریاکاری و تظاهر، هرچند اندک باشد، شرک است(خطبه86)
4- ای بنده خدا در گفتن عیب کسی شتاب نکن، شاید خدایش بخشیده باشد.(خطبه140)
5- هر کس به خاطر آنچه از عیب خود می داند، باید از عیبجویی دیگران، خودداری کند.(خطبه 140)
6- از شرایط امام و راهنمای مردم این است که به مردم راست بگوید.(خطبه154)
7- زبان مومن در پس قلب او، و قلب منافق از پس زبان اوست.(خطبه176)
8- رعیت اصلاح نمی شود جز آنکه زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمی شودند جز با درستکاری رعیت.(خطبه216)
9- خدا را در راضی نگهداشتن مردم به خشم نیاور، زیراخشنودی خدا جایگزین هر چیزی بوده، اما هیچ چیز جایگزین خشنودی خدا نمی شود.(نامه27)
10- هرگز انجام کارهای فراوان و مهم، عذری برای ترک مسئولیت های کوچکتر نخواهد بود.(نامه53)
11- هرچه شنیدی، بازگو مکن که نشانه دروغگویی است، و هرخبری را دروغ مپندار، که نشانه نادانی است.(نامه69)
12- آبروی تو همچون یخی جامد است که درخواست، آن را قطره قطره آب می کند، پس بنگر که آن را نزد چه کسی فرو میریزی.(حکمت346)
مربوط به اساتید:
1- فکر واندیشه مخصوص کسانی است که دلی درون سینه داشته باشند.(خطبه 108)
2- اسلام ظاهرش علم و باطنش حکمت است.(خطبه152)
3- خداوند سبحان، بندگان متکبر را با دوستان خود که در چشم آنها ناتوانند، می آزماید.(خطبه192)
4- هیچ کس هرچند قدر او در حق بزرگ و ارزش او در دین بیشتر باشد، بی نیاز نیست از اینکه او را در انجام حق یاری رسانند.(خطبه216)
5- راویان دانش بسیارند، اما حفظ کنندگان و عمل کنندگان به آن اندکند.(خطبه239)
6- دانش بهتر از مال است، زیرا علم نگهبان توست و مال تو را باید نگهبان باشد.مال با بخشش کم می شود، اما علم با بخشش فزونی گیرد.(نامه147)
و در پایان توجه به این عبارت ضروری می نماید:
- میان شما و پندپذیری، پرده ای از غرور و خودخواهی وجود دارد.(حکمت282)
"مجمع دانشجویان حزب الله" و "انجمن اسلامی دانشجویان(برادران)"
تایید شد.
بنابراین انشالله با آغاز ترم جدید، دانشگاه شاهد حضور دوباره تشکلها در دانشگاه خواهد بود.

علاوه بر این موضوع، تعداد دانشجویان که هر سال نیز بر آنها افزوده می شود، با توجه به فضای محدود آموزشی، فرهنگی، تفریحی و ورزشی دانشگاه، جای بسی نگرانی است. در سال جدید ما شاهد حضور دانشجویان رشته شیمی و مهندسی مکانیک در کنار خود خواهیم بود و این در حالی است که بدون حضور این عزیزان نیز دانشجویان از کمبود فضاهای مورد نیاز رنج می بردند. حتما ترم گذشته را به یاد دارید که تعداد رایانه های سایت تحت چه شرایطی افزایش یافت.
از دیگر عواملی که بروز حوادث را محتملتر می کند، نابسامانی در سطح مدیران معاونین است و مخصوصا معاونت دانشجویی.
این موضوع اخیرا با استعفای آقای راونجی(مدیر امور فرهنگی و فوق برنامه) مسجل شده که در تابستان گذشته به همراه دیگر مدیر این معاونت یعنی آقای فرزادیان و خود معاون،آقای دانش شهرکی،استعفا داده بودند،که به دلایل نامعلومی! فقط استعفای آقای فرزادیان پذیرفته شد.
علی ای حال بر اساس این روند پیش بینی می شود خود آقای معاون نیز در سال آینده از خدمت دانشجویان مرخص شوند، البته به شرط اینکه باز هم نتوانند با اتکای به لسان خاص خود از مشکلات احتمالی پیش روی خود، میز سالم به در برند.

مثل اینکه اینجا خبری از میلاد امام زمان نیست، گفتم لااقل ما یه عکسی لذاریم که ۱۳ آذر رنگ و بوی
شعبان بگیره
عاشقان عیدتان مبارک

جشن علم و فناوری 19 تیر 1387 ساعت 18 الی 20 در سالن بعثت سازمان ملی جوانان استان قم همراه با گرامیداشت دانش آموختگان و فارغ التحصیلان دوره های اول و دوم رشته مهندسی نرم افزار کامپیوتر دانشگاه قم برگزار شد.
در این جشن مدیران شرکت های کامیپوتری استان قم، اساتید، خانواده های فارغ التحصیلان حضور داشتند.
از برنامه های این جشن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
سخنرانی توسط آقایان دکتر رضایی، دکتر شهریاری و دکتر فرجامی
اجرای ترانه توسط خواننده گرامی آقای علی نورایی
تجلیل از دانشجویان استادیار
تجلیل از نفرات اول دوره ها
تجلیل از ترین های دوره ها
تجلیل از اساتید
قرائت سوگندنامه و اعطای لوح دانش آموختگی
تجلیل از فعالین در برپایی جشن
با تشکر از مرکز رشد دانشگاه قم و موسسه آموزش عالی پارسه که صمیمانه ما را یاری نمودند.
تصاویری از جشن را در ادامه ملاحظه فرمایید.
منبع : http://www.qomcse.com
این اولین بار نیست که این اتفاق می افتد و بنده در طول مدت تحصیل، بارها این شایعه را شنیدم.
بعضی می گویند که این بار فرق می کند و شرایط بسیار نا مساعد جسمی و همچنین هرج و مرج های اخیر دانشگاه را دلیل خود بیان می کنند.
دلیل قابل توجه دیگری که ذکر می شود، موافقت حاج آقا با تشکیل تشکلهای اسلامی پس از ۴سال (آن هم نه یک تشکل بلکه ۳ تشکل به طور همزمان) می باشد و اینطور تعلیل می کنند که چون حاج آقا قصد رفتن از دانشگاه را دارد، دیگر از حضور تشکل ها واهمه ای ندارد، بنابراین با صدور مجوز موافقت کرده است.
صحبت دیگری که باز هم فقط از شنیده ها می باشد این است که پسر آقای قاضی استعفای ایشان را تایید کرده است.
اما سوالی که می تواند اذهان را به خود مشغول کند این است که پس از رفتن آقای قاضی، آیا شرایط دانشگاه بهتر خواهد شد؟
شاید اکثر دانشجویان، اساتید و کارمندان خواهان رفتن آقای قاضی باشند، اما اینکه چه کسی جایگزین ایشان خواهد شد؟، سوالی است که پاسخ آن می تواند حتی به بدتر شدن شرایط بیانجامد.
البته نظریه ای وجود دارد که بیان می کند تغییر هر چند که منجر به بدتر شدن اوضاع بشود، لازم است(به شرط اینکه آن تغییر بد، کوتاه باشد). اما با توجه به شرایط دانشگاه ما، به نظر نمیرسد که تغییر، آن هم در بالاترین سطح مدیریت آن، کوتاه مدت باشد.
بنابراین نمی توان گفت که هر کس به جای حاج آقا قاضی بیاید، اوضاع بهتر خواهد شد. مضاف بر اینکه سیستمی که ایشان در مدیریت دانشگاه از آن استفاده می کند، سیستمی است که کاملا به ایشان وابسته است و با رفتن ایشان این سیستم در هم میشکند و دانشگاه با خلا یک تصمیم گیرنده نهایی، مواجه می شود.
به نقل از آقای مهدی پور(دبیر هیات نظارت بر تشکلهای اسلامی دانشگاه قم):
امروز پنجشنبه 26/2/87 جلسه هیات نظارت بر تشکل های اسلامی، برگزار شد و طی آن با تشکیل تشکلهای اسلامی زیر موافقت شد:
- مجمع دانشجویان حزب الله
- انجمن اسلامی مستقل(واحد برادران)
- انجمن اسلامی مستقل(واحد خواهران)
بعضی ازمسئولین دانشکده ی فنی تریپ جاهلای زمان قدیمن سر دستشونو همه می شناسن و تو کوچه بازار ازش حساب می برن. وقتی میاد تو سالن دانشکده و حرف می زنه مو به تن همه سیخ میشه. یادمه یه بار به دبیر انجمن علمی صنایع گفته بود: «میدم در اتاقتون و گِل بگیرن». خلاصه رضایی(مدیر گروه صنایع) و نوچه ی همچین آدمیه . فقط مونده مثه یاور 30بیل لنگ بگیرن دستشون و کتشونو بندازن رو دوششون در دانشکده وایسن و به دانشجوا گیر بدن. زمانی به این مساله پی بردم و تصمیم گرفتم اونو اینجا بگم که اتفاق جالب زیر برام افتاد.
این یکی داستان واقعی است
چند وقت پیش رفتم پیش مهندس رضایی(مدیرش گروه صنایع) بهش گفتم می خام پروژه پایانی رو باهاش بردارم گفت: من سرم شلوغه ، وقت ندارم ، فقط هم دو تا استاد دیگه هست که تو می تونی باهاشون برداری از مدیر گروه یه دنده کلی خواهش کردم وقتی دیدم با زبون خوش نرم نمیشه بهش گفتم چون تو سایت اسم شما جلوی درس اومده شما باید درس و بگیرید گفت: تو سایت اشتباهی اسم من اومده . من گفتم : شما اشتباه کردید چرا من باید تاوان پس بدم.
مدیر گروه یه دنده (رضایی ) وقتی دید حرفم منطقیه و هیچی واسه گفتن نداره
گفت : من زورم زیاده ، می تونم ،همینه که هست.
تازه فهمیدم که اینجا دانشگاه زورگو هاست
راه حلی جز این که برم پیش علی خانی ندیدم و به رضایی گفتم من میرم پیش آقای علی خانی اونم گفت برو...
رفتم تو اتاق علی خانی موضوع پروژه رو گفتم بعدش بهش گفتم رضایی ،غلدر گروه صنایع فرموده من زورم زیاده.
همین که این وگفتم رضایی نفس زنان با ذکر آقای علیخانی( آقای علیخانی گویان) وارد اتاق شد و نذاشت کامل زیرابش و بزنم . همین که چهره ی بر افروخته ی رضایی رو دیدم یاد ضرب المثل دست بالای دست بسیاراست افتادم پیش خودم گفتم ببین زور علیخانی چقدر زیاده .
خلاصه رضایی که کلی دست پاچه شده بود حرف منو قبول کرد. می خواستم بهش بگم آخه تو که اینقدر می ترسی چرا اولدرم بولدرم را می ندازی . کلی حال کرده بودم که تونستم برای اولین بار حرف این آدم یه دنده رو عوض کنم خلاصه قبول کرد باهاش درسو بردارم .
|
|